این مقاله می‌کوشد تاریخ ایران را از زاویه‌ای هنجاری و فلسفی بازخوانی کند: آیا نهادها و فرهنگ سیاسی ایرانی در دوره‌های گوناگون بیشتر در جهت سازندگی، آبادانی و هم‌زیستی با زندگی حرکت کرده‌اند یا به سوی تقدیس رنج، انفعال و ستیز با جهان مادی؟