Political essay
عملگرایی فعال در حقوق بشر
همکاری محدود، شفاف و قربانیمحور برای توقف اعدام و شکنجه نهتنها ممکن، بلکه از نظر حقوقی و راهبردی مطلوب است؛ مشروط بر آنکه امضای مشترک بهصراحت از پذیرش رهبری، ایدئولوژی یا شکل حکومت آینده تفکیک…
Persian article
الگوی همکاری موضوعمحور میان هواداران شاهزاده رضا پهلوی و نیروهای چپ
از اختلاف بر سر رهبری دوران گذار تا حداقل مشترک برای توقف اعدام، شکنجه و سرکوب
نویسنده | پیمان بخشایش | جراح تروما | MD, PhD, MBA |
|---|---|
تاریخ | ۴ مرداد ۱۴۰۵ | ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶ |
دامنه شواهد | منابع علنی و قابلبررسی تا ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶ |
تز مرکزی همکاری محدود، شفاف و قربانیمحور برای توقف اعدام و شکنجه نهتنها ممکن، بلکه از نظر حقوقی و راهبردی مطلوب است؛ مشروط بر آنکه امضای مشترک بهصراحت از پذیرش رهبری، ایدئولوژی یا شکل حکومت آینده تفکیک شود. |
یادداشت نویسنده
نویسنده پیشتر در حزب کمونیست کارگری ایران فعالیت داشته و اکنون از نقش رضا پهلوی در دوران گذار حمایت میکند. این موقعیت دوگانه به شناخت زمینه کمک میکند، اما میتواند منبع سوگیری نیز باشد؛ ازاینرو ادعاهای قابلبررسی از شهادت شخصی تفکیک شدهاند.
چکیده
این مقاله میپرسد آیا هواداران رضا پهلوی که او را رهبر دوران گذار میدانند میتوانند با فعالان چپ، از جمله اعضا و هواداران حزب کمونیست کارگری ایران، در کارزارهای توقف اعدام، منع شکنجه و مقابله با سرکوب همکاری کنند؛ حتی اگر طرف دوم آن رهبری را نپذیرد. روش پژوهش، مطالعه کیفی موردی و تحلیل هنجاری ـ سیاستی است. دادهها از متن و نسخههای تاریخدار کارزار حمایت از زندانیان قزلحصار، مواضع رسمی رضا پهلوی، برنامه و مصوبات رسمی حزب کمونیست کارگری، گزارشهای حقوق بشری و ادبیات دانشگاهی درباره ائتلافها و مقاومت مدنی گردآوری شدهاند. نتیجه این است که همکاری موضوعمحور، محدود و شفاف با استقلال سازمانی طرفین سازگار است و امضای یک مطالبه حقوقبشری، فینفسه، پذیرش رهبر یا برنامه سیاسی طرف دیگر نیست. در عین حال، شواهد سه تصحیح مهم را ایجاب میکند: کارزار مورد بحث نویسنده منفرد معرفی نمیکند و حسن صالحی و هرمز رها در آن نقش هماهنگکننده دارند؛ فهرست امضاها گرایش یا موضع همه افراد درباره رهبری گذار را نشان نمیدهد؛ و حزب کمونیست کارگری، با وجود همپوشانی روشن در سکولاریسم، برابری حقوقی و مراجعه به رأی مردم، درباره تمامیت ارضی بهعنوان اصل غیرمشروط موضع متفاوتی دارد. بنابراین این حزب و فعالان نزدیک به آن را میتوان شریک بالقوه حقوقبشری دانست، نه شریک خودکار ائتلاف حکمرانی دوران گذار. مقاله در پایان، «پروتکل همکاری حداقلی حقوقبشری» و نقشه عملی ۹۰روزه پیشنهاد میکند.
واژگان کلیدی: حقوق بشر؛ لغو اعدام؛ منع شکنجه؛ ائتلاف موضوعمحور؛ مقاومت مدنی؛ سکولاردموکراسی؛ رضا پهلوی؛ حزب کمونیست کارگری ایران
پاسخ کوتاه بله؛ همکاری ممکن و موجه است، اما در «سطح حقوقبشری» و با بند روشنِ عدمدلالت سیاسی. اختلاف درباره رهبری گذار، پادشاهی یا جمهوری، و حتی برخی مسائل راهبردی نباید مانع نجات جان زندانیان شود. این همکاری فقط زمانی به ائتلاف سیاسی گستردهتر تبدیل میشود که طرفها درباره قواعد دموکراتیک و حدود اختلافات خود توافقی جداگانه و مکتوب بسازند. |
۱. طرح مسئله
فضای اپوزیسیون ایران همزمان با تشدید اعدامها، بازداشتهای گسترده، شکنجه و سرکوب، با یک پارادوکس روبهرو است: فوریت دفاع از جان و کرامت انسانها نیازمند همکاری وسیع است، اما اختلاف بر سر رهبری دوران گذار، شکل نظام آینده، خوانش تاریخ و راهبرد تغییر، بیاعتمادی عمیقی ایجاد کرده است. پرسش اصلی این مقاله نه حل همه این اختلافها، بلکه تعیین مرزی روشن میان «همکاری برای یک حق» و «ائتلاف برای قدرت» است.
در این مقاله، اصطلاح «انقلاب شیر و خورشید» به جنبش و چارچوب سیاسیای اشاره دارد که رضا پهلوی و هوادارانش با این نام توصیف میکنند. این نامگذاری بهمنزله داوری دانشگاهی درباره نمایندگی همه جامعه ایران یا نتیجه یک رأیگیری رسمی نیست. به همین ترتیب، تعبیر «رهبر دوران گذار» در مقام گزارش موضع رضا پهلوی و هواداران او به کار میرود، نه بهعنوان مأموریتی که تاکنون در یک انتخابات عمومی سنجیده شده باشد.
۱.۱. پرسش پژوهش و گزاره قابلآزمون
پرسش پژوهش چنین است: آیا اختلاف بر سر رهبری سیاسی، مانع موجهی برای همکاری در مطالبه توقف اعدام، منع شکنجه، حمایت از زندانیان و مستندسازی سرکوب است؟ گزاره این مقاله آن است که پاسخ منفی است، به شرط آنکه هدف، دامنه، قواعد عضویت، استقلال طرفها، استاندارد شواهد و سازوکار خروج از همکاری از پیش روشن باشد.
۱.۲. روش و محدودیتها
پژوهش از سه لایه شواهد استفاده میکند: نخست، منابع اولیه شامل بیانیهها، برنامهها و مصوبات رسمی؛ دوم، گزارشهای نهادهای حقوق بشری و اسناد سازمان ملل؛ و سوم، پژوهشهای داوریشده درباره ائتلافهای اجتماعی، مقاومت مدنی، قطبیسازی و گذار دموکراتیک. تاریخ قطع شواهد ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶ است.
فهرست امضاکنندگان، وابستگی سیاسی همه اشخاص یا دیدگاه آنان درباره رضا پهلوی را ثبت نمیکند؛ از امضا نمیتوان انگیزه یا موضع رهبری آنان را استنباط کرد.
نسخههای کارزار در طول چند روز بهروزرسانی شدهاند؛ بنابراین شمار امضاها یک داده پویا است، نه عدد ثابت.
روایت دیدار پزشکان میهندوست با رضا پهلوی در پاریس، تا زمانی که صورتجلسه یا ویدئوی عمومی منتشر نشود، «شهادت شخصی نویسنده» است و با شواهد مستقل هموزن نیست.
تحلیل مواضع احزاب بر اسناد رسمی استوار است، نه بر نسبتدادن یک نظر واحد به همه اعضا و هواداران آنان.
۲. چارچوب نظری: عملگرایی مقید به حقوق
عملگرایی مورد دفاع این مقاله به معنای معامله بر سر اصول یا تعلیق نقد نیست. منظور «عملگرایی مقید به حقوق» است: کنش مشترکی که فقط در محدوده اصول غیرقابلمذاکره حق حیات، کرامت انسانی، منع شکنجه، دادرسی عادلانه و عدم خشونت صورت میگیرد. این تعریف، هم از فرصتطلبی بیقاعده فاصله دارد و هم از خلوصگراییای که هر تماس با رقیب را خیانت میداند.
۲.۱. ائتلاف موضوعمحور، نه همهویتی سیاسی
ادبیات جنبشهای اجتماعی میان «جنبش»، «ائتلاف» و «شبکه» تفکیک میکند. در ائتلاف، سازمانهای مستقل میتوانند منابع خود را برای هدفی محدود تجمیع کنند، بیآنکه هویت، برنامه کامل یا رهبر مشترکی بپذیرند. دیانی و بیسون این استقلال را جزء تعریف ائتلاف میدانند و وندایک و ایموس نشان میدهند که ائتلاف میتواند موقت، غیررسمی و معطوف به یک رویداد یا مطالبه واحد باشد (Diani & Bison, 2004; Van Dyke & Amos, 2017). بنابراین امضای متن ضد اعدام، بهطور منطقی، نه بیعت سیاسی است و نه انصراف از نقد.
۲.۲. اجماع همپوشان
در منطق «اجماع همپوشان»، گروههایی با جهانبینیهای ناسازگار میتوانند هر یک از مسیر فکری خود به قواعد سیاسی مشترکی برسند. یک سوسیالیست، مشروطهخواه، جمهوریخواه یا لیبرال ممکن است به دلایل متفاوت، شکنجه و اعدام را رد کند. همکاری زمانی پایدارتر است که از آنان خواسته نشود ابتدا درباره تاریخ، اقتصاد یا شکل نهایی حکومت همعقیده شوند؛ کافی است یک تعهد عمومیِ قابلسنجش به حقوق و روشهای دموکراتیک بدهند (Rawls, 2005).
۲.۳. ائتلاف فراگیر و مقاومت مدنی
پژوهشهای مقایسهای مقاومت مدنی نشان میدهند مشارکت متنوع و وسیع، مشروعیت اجتماعی، نوآوری تاکتیکی و احتمال ریزش در ستونهای حامی حکومت را افزایش میدهد. در دادههای کلاسیک، کارزارهای عمدتاً بدون خشونت در فاصله ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۶ تقریباً دو برابر کارزارهای خشونتآمیز موفق بودهاند؛ هرچند پژوهشهای جدیدتر هشدار میدهند حکومتها نیز سازگار شدهاند و ائتلافسازی بدون سازماندهی، انضباط و برنامه کافی نیست (Stephan & Chenoweth, 2008; Chenoweth, 2020).
این یافتهها توصیه به «وحدت بیمرز» نیست. هماهنگی مخالفان میتواند فرصت سیاسی بسازد، اما بهخودیخود دموکراسی را تضمین نمیکند. ائتلاف تاکتیکی باید با قواعد رقابت آینده، استقلال نهادها و حق بازندگان برای بازگشت به رقابت همراه شود (Wahman, 2013; Przeworski, 1991).
۲.۴. چرا خلوصگرایی پرهزینه است؟
قطبیسازی زیانبار، جامعه را به اردوگاههای اخلاقاً مطلق تبدیل میکند: هر تماس با «دیگری» آلودگی و هر اختلاف درونگروهی خیانت تلقی میشود. این وضعیت پیوندهای میانبُر، اعتماد حداقلی و آمادگی برای پذیرش قواعد مشترک را فرسوده میکند. همکاری محدود حقوقبشری میتواند فضای کمریسکتری برای بازسازی همین پیوندها باشد، مشروط بر آنکه به سفیدشویی مواضع غیردموکراتیک هیچ طرفی تبدیل نشود (McCoy, Rahman, & Somer, 2018; McCoy & Somer, 2019).
۳. مبنای حقوقی و فوریت انسانی
۳.۱. حق حیات و مجازات اعدام
ایران از سال ۱۹۷۵ عضو میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی است. ماده ۶ میثاق حق حیات را به رسمیت میشناسد و در کشورهایی که اعدام را لغو نکردهاند، آن را به «جدیترین جرایم» و سختگیرانهترین تضمینهای دادرسی محدود میکند. تفسیر عمومی شماره ۳۶ کمیته حقوق بشر، این عبارت را به جرایم با شدت استثنایی که شامل قتل عمد است محدود میکند؛ جرایم سیاسی، اقتصادی، مواد مخدر، جنسی و مانند آن نمیتوانند مبنای اعدام باشند. میثاق هنوز لغو کامل اعدام را برای همه دولتهای عضو مقرر نکرده، اما حرکت به سوی لغو را قویاً حمایت میکند (United Nations, 1966; Human Rights Committee, 2018).
تمایز حقوقی مهم است: «توقف فوری اجرای احکام» یک اقدام حفاظتی فوری است؛ «لغو همه احکام موجود» مطالبهای برای جلوگیری از قتلهای قریبالوقوع؛ و «لغو قانونی مجازات اعدام» اصلاحی ساختاری برای آینده است. یک پلتفرم مشترک میتواند هر سه سطح را مطالبه کند، اما باید روشن کند که لغو کامل، فراتر از حداقل مضیق ماده ۶ و یک تعهد سیاسی ـ اخلاقی آگاهانه است.
۳.۲. منع مطلق شکنجه
ماده ۷ میثاق، شکنجه و رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز را منع میکند. این منع در وضعیت اضطراری نیز قابل تعلیق نیست و منع شکنجه در حقوق بینالملل عرفی، قاعدهای آمره تلقی میشود. ایران عضو کنوانسیون منع شکنجه نیست؛ بنابراین نسبتدادن تعهد قراردادی آن کنوانسیون به ایران خطاست. با این حال، تعهد ایران از ماده ۷ میثاق و قاعده آمره عرفی ناشی میشود (International Court of Justice, 2012).
از منظر پزشکی، منع شکنجه با وظیفه حرفهای ثبت مستقل آسیبها، حفظ رضایت آگاهانه، رازداری و پرهیز از بازآسیبزایی قربانیان پیوند میخورد. پزشکان و متخصصان سلامت روان میتوانند در یک پلتفرم مشترک، بدون ورود به اختلافات ایدئولوژیک، بر مستندسازی استاندارد، ارجاع درمانی و هشدار فوری تمرکز کنند.
۳.۳. وضعیت جاری و ضرورت اقدام
گزارشهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر و سازوکارهای سازمان ملل از افزایش اعدامها، محاکمههای بهشدت ناعادلانه، اعترافات آلوده به شکنجه، بازداشتهای گسترده و خطر ناپدیدسازی قهری خبر میدهند. عفو بینالملل در گزارش سالانه خود حداقل ۲٬۱۵۹ اعدام در ایران در سال ۲۰۲۵ را ثبت کرده است؛ بیش از دو برابر سال قبل. این ارقام و گزارشهای مربوط به صدور و اجرای احکام سیاسی در ۲۰۲۶، همکاری را از یک انتخاب روابطعمومی به مسئلهای مرتبط با جان انسانها تبدیل میکند (Amnesty International, 2026a, 2026b; Human Rights Watch, 2026).
۴. مطالعه موردی: کارزار قزلحصار
۴.۱. آنچه سند واقعاً میگوید
عنوان دقیق سند «بیانیه در باره توقف فوری اعدامها در ایران و حمایت از زندانیان قزلحصار» است. متن از اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار و اعتراضهای زندانیان در چند زندان حمایت میکند و خواهان توقف فوری اعدامها، لغو احکام اعدام، رسیدگی به سلامت زندانیان و پایان سیاست اعدام و سرکوب است. نسخه ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۶، ۳۶ تشکل و ۲۵۵ ردیف نام فردی داشت که یک نام تکراری بود؛ یعنی ۲۵۴ نام یکتا. نسخههای قدیمیتر فهرست کوتاهتری داشتند و حساب رسمی حزب بعدتر از بیش از ۳۰۰ کنشگر و ۴۳ نهاد سخن گفت، اما فهرست کامل آن رقم در منبع قابلخواندنِ بررسیشده موجود نبود.
اصلاح انتساب سند با عبارت «ما امضاکنندگان» آغاز میشود و نویسنده منفردی معرفی نمیکند. حسن صالحی و هرمز رها همراه اطلاعات تماس در نقش هماهنگکنندگان و گردآورندگان امضا ظاهر میشوند. بنابراین نسبتدادن نویسندگی انحصاری به حسن صالحی فراتر از شواهد موجود است. |
ترکیب نهادها ناهمگون است: حزب کمونیست کارگری و گروههای چپ در کنار جبهه ملی، سوسیالدموکراتها، انجمنهای پزشکی، نهادهای دادخواهی و گروههای حقوق بشری دیده میشوند. کنار نام اشخاص وابستگی حزبی ثبت نشده و سند درباره رضا پهلوی یا رهبری گذار سکوت دارد. پس نمیتوان نتیجه گرفت همه یا اکثریت امضاکنندگان چپاند، یا همه به دلیل نبود رأی رسمی با رهبری رضا پهلوی مخالفاند.
۴.۲. چرا این کارزار یک آزمون مناسب است؟
کارزار بهجای توزیع قدرت، درباره حقی فوری و قابلتعریف است. هدف آن نه تعیین قانون اساسی، نه انتخاب رهبر و نه حل اختلاف پادشاهی و جمهوری، بلکه حفاظت از جان زندانیان است. همین محدودبودن دامنه، هزینه همکاری را کاهش میدهد و امکان سنجش رفتار طرفها را فراهم میکند: آیا دادهها را راستیآزمایی میکنند؟ آیا قربانی را ابزار تبلیغاتی نمیکنند؟ آیا از نفرتپراکنی و تهدید پرهیز میکنند؟ و آیا استقلال امضاکنندگان را محترم میشمارند؟
۵. مواضع رضا پهلوی: ظرفیت و حدود استنباط
۵.۱. چهار اصل اعلامشده
رضا پهلوی در پیام رسمی ۴ فوریه ۲۰۲۶، درهای «انقلاب شیر و خورشید» را به روی کسانی گشوده دانست که چهار اصل را میپذیرند: حفظ تمامیت ارضی ایران؛ آزادیهای فردی و برابری همه شهروندان در برابر قانون؛ دموکراسی سکولار مبتنی بر جدایی دین از دولت؛ و حق مردم برای انتخاب آزادانه نوع حکومت. این صورتبندی دقیقتر از خلاصه رایج «صندوق رأی» است؛ اشاره صریح او به تعیین آینده از طریق صندوق رأی در مواضع دیگری نیز آمده است (Pahlavi, 2026a, 2026b).
او همچنین در مصاحبهای رسمی در ۲۰۲۳ از همکاری با دموکراسیخواهان چپ، راست و میانه سخن گفته است. در مصاحبه رویترز که در پاریس در ۱۴ ژوئیه ضبط و در ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ منتشر شد، خود را «پل» دوران گذار معرفی کرد، بر کثرتگرایی، مدارا، مدنیت، گفتوگو و احترام تأکید گذاشت و سه دسته را خارج از همکاری دانست: حامیان جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین خلق، و جداییطلبان. او میان سازمان مجاهدین و برخی اعضای سابق آن تمایز گذاشت (Pahlavi, 2023; Reuters/Iran International, 2026).
۵.۲. برداشت درست از سه خط قرمز
نامنبردن از یک حزب در فهرست سهگانه، تأیید خودکار آن حزب نیست. این سخن فقط نشان میدهد سه گروه بهصراحت مستثنا شدهاند. برای نتیجهگیری درباره یک همکاری معین باید رفتار، برنامه رسمی و موضوع همکاری را جداگانه سنجید. همچنین «جداییطلب» باید با معیار برنامه و کنش قابلاثبات تعریف شود، نه بهعنوان برچسبی برای حذف قومی، زبانی یا فکری.
۵.۳. ادعای رهبری و مسئله مشروعیت
رضا پهلوی در مارس ۲۰۲۶ اعلام کرد که به درخواست مردم مسئولیت رهبری دوران گذار را پذیرفته است. از منظر روش علمی، این یک ادعای سیاسی مهم و دارای پشتوانه اجتماعی قابل مشاهده است، اما جایگزین سنجش رسمی و آزاد افکار عمومی نیست. پذیرش یا رد این رهبری میتواند موضوع رقابت دموکراتیک بماند؛ شرط همکاری فوری حقوقبشری نباید بیعت با یک فرد باشد. در مقابل، شرط معقول آن است که همه طرفها حق مردم برای تعیین نهادهای آینده در یک فرایند آزاد، رقابتی و قابلنظارت را بپذیرند.
۵.۴. روایت دیدار پاریس
نویسنده گزارش میکند که در دیدار گروهی از پزشکان میهندوست با رضا پهلوی در پاریس، نگرش او ایجاد «ظرف دموکراتیک» برای نیروهای چپ، راست و میانه در چارچوب سکولاردموکراسی بوده است. این روایت با چند موضع علنی او درباره کثرتگرایی و همکاری میانگرایشی سازگار است، اما چون صورتجلسه عمومی مستقلی برای این دیدار در دست نیست، در این مقاله نقش شاهد تکمیلی و شخصی دارد، نه سند مستقل.
۶. مواضع حزب کمونیست کارگری: همپوشانی و اختلاف
۶.۱. حوزههای همپوشان
برنامه رسمی حزب کمونیست کارگری خواهان جدایی کامل دین از دولت، برابری حقوقی شهروندان، حق رأی عمومی و برابر، لغو فوری مجازات اعدام و منع مطلق شکنجه و تحقیر زندانیان است. این مواضع در حوزه حقوق بشر، سکولاریسم و برابری، همپوشانی مهمی با چارچوب همکاری دموکراتیک ایجاد میکند (Worker-communist Party of Iran, 1994/updated).
حمید تقوایی در «چپ، راست و جنبش سرنگونی» مینویسد: «ما اپوزیسیون اپوزیسیون راست نیستیم بلکه منتقد پیگیر راست هستیم.» معنای این عبارت تعطیلکردن نقد نیست؛ او میگوید هدف مبارزه خیابانی باید حکومت موجود باشد، در حالی که نقد تلاشهای راست برای انحراف یا سازش ادامه یابد. در «اتحاد علیه سرکوب» نیز از اقدام وسیع جنبشها و فعالان علیه شکنجه و سرکوب دفاع میکند (Taqvaee, 2022a, 2022b).
حسن صالحی در مقاله «کنفرانس اسلو و سلطنتطلبان» بهطور مستقیم میان ائتلاف سیاسی و همکاری محدود بر سر موضوعاتی مانند مخالفت با اعدام فرق میگذارد و دومی را ممکن و مفید میداند. نمونه عملی جدیدتر نیز منشور همکاری مارس ۲۰۲۶ میان حزب و یک مجموعه جمهوریخواه/فدرالدموکرات است که همکاری درباره سکولاریسم، برابری حقوقی، لغو اعدام، منع شکنجه و انتخابات آزاد مجلس مؤسسان را بدون حل همه اختلافات نظری میپذیرد (Salehi, 2025; Worker-communist Party of Iran et al., 2026).
۶.۲. اختلافهای واقعی که نباید پنهان شوند
دو گزاره رایج با شواهد رسمی سازگار نیست. نخست، حزب و رهبرانش نقدهای علنی و گاه تندی علیه سلطنتطلبی و رضا پهلوی داشتهاند؛ پس نمیتوان گفت هرگز با پادشاهیخواهان مخالفت علنی نکردهاند. دوم، نمیتوان گفت حزب هر چهار اصل رضا پهلوی را بیکموکاست پذیرفته است.
مهمترین اختلاف به تمامیت ارضی بازمیگردد. مصوبه رسمی حزب در فوریه ۲۰۲۳ «تمامیت ارضی» را بهعنوان اصلی خدشهناپذیر رد میکند و در شرایط ستم ملی، حق جدایی از طریق رأی آزاد را به رسمیت میشناسد؛ هرچند زندگی داوطلبانه همه مردم در یک کشور بزرگتر و برخورداری از حقوق برابر را ترجیح میدهد. این موضع با اصل نخست رضا پهلوی تنش مبنایی دارد و برای هر ائتلاف دوران گذار نیازمند گفتوگوی صریح و توافق مکتوب است (Worker-communist Party of Iran, 2023).
در باب صندوق رأی نیز همپوشانی کامل و بیابهام نیست. برنامه حزب حق رأی عمومی و برابر را میپذیرد، اما نقد ایدئولوژیک تندی به دموکراسی پارلمانی وارد میکند. بنابراین باید بین پذیرش انتخابات آزاد برای مجلس مؤسسان و پذیرش بیقیدوشرط الگوی لیبرال ـ پارلمانی تفاوت گذاشت. این اختلاف برای همکاری ضد اعدام مانع نیست، اما برای طراحی نظم پس از گذار مسئلهای واقعی است.
۶.۳. ماتریس همپوشانی و اختلاف
محور | موضع اعلامشده رضا پهلوی | موضع رسمی حزب کمونیست کارگری | ارزیابی همکاری |
|---|---|---|---|
لغو اعدام و منع شکنجه | تعهد عام به حقوق بشر، عدالت انتقالی شفاف و نفی انتقام؛ موضع بررسیشده در این مقاله حاوی تعهد مستقل و صریح به لغو کامل اعدام نیست. | لغو فوری اعدام و منع مطلق شکنجه در برنامه رسمی. | همکاری حقوقبشری قوی و قابلاجرا؛ متن مشترک باید مطالبه لغو را صریح تعریف کند. |
سکولاریسم | جدایی دین از دولت، جزء چهار اصل. | دولت سکولار و جدایی کامل دین از دولت. | همپوشانی روشن. |
برابری شهروندی | آزادیهای فردی و برابری همه در برابر قانون. | حقوق مدنی و سیاسی برابر و رفع تبعیض. | همپوشانی روشن. |
رأی مردم | انتخاب آزادانه نوع حکومت و تعیین آینده از صندوق رأی. | حق رأی عمومی و برابر و انتخابات مجلس مؤسسان؛ همزمان نقد دموکراسی پارلمانی. | همپوشانی روی فرایند انتخابی؛ اختلاف نظری درباره مدل نهایی. |
تمامیت ارضی | اصل صریح و بنیادین همکاری. | رد آن بهعنوان اصل غیرمشروط و پذیرش حق جدایی در شرایط مشخص با رأی آزاد. | اختلاف مبنایی؛ برای ائتلاف گذار نیازمند روشنسازی و توافق جداگانه. |
رهبری دوران گذار | پذیرش مسئولیت و معرفی خود بهعنوان پل گذار. | عدم پذیرش رهبری رضا پهلوی و نقد علنی جریان پهلوی. | برای کارزار حقوقبشری مانع ضروری نیست؛ برای ائتلاف حکمرانی اختلاف صریح است. |
نتیجه تحلیلی ماتریس حزب کمونیست کارگری و فعالان نزدیک به آن را میتوان «شریک بالقوه حقوقبشری» دانست، اما نه «شریک خودکار ائتلاف دوران گذار». معیار مشارکت باید موضوع و رفتار مشخص باشد؛ هیچ برچسب کلی، جای بررسی تعهدات رسمی را نمیگیرد. |
۷. سه سطح همکاری که نباید با هم خلط شوند
سطح | هدف و نمونه | حداقل شروط | چیزی که از همکاری نتیجه نمیشود |
|---|---|---|---|
۱. همکاری انسانی ـ موضوعی | بیانیه ضد اعدام، هشدار فوری، مستندسازی شکنجه، حمایت درمانی و حقوقی. | صدق اطلاعات، عدم خشونت، قربانیمحوری، استقلال امضاکنندگان. | پذیرش رهبر، ایدئولوژی، شکل حکومت یا تاریخنگاری طرف دیگر. |
۲. هماهنگی دموکراتیک ـ تاکتیکی | کارزار مشترک بینالمللی، کنش مدنی هماهنگ، دفاع از زندانیان و حق تجمع. | حقوق برابر، سکولاریسم، رقابت آزاد، پرهیز از نفرت و شفافیت مالی/سازمانی. | توزیع قدرت یا نامزدی مشترک در دوران گذار. |
۳. ائتلاف حکمرانی دوران گذار | نهاد هماهنگی سیاسی، نقشه انتقال قدرت، مجلس مؤسسان و تضمین امنیت ملی. | توافق مکتوب درباره تمامیت ارضی، انحصار قانونی زور، انتخابات، زمانبندی، عدالت انتقالی و مهار قدرت. | این سطح از صرف امضای یک کارزار حقوقبشری به دست نمیآید و نیازمند مذاکره جداگانه است. |
بخش عمده سوءتفاهمها از تبدیل بیدلیل سطح اول به سطح سوم ناشی میشود. اگر بند عدمدلالت سیاسی صریح باشد، هوادار رضا پهلوی میتواند در کنار یک فعال چپ علیه اعدام امضا کند، بیآنکه نظر خود درباره رهبری گذار را تغییر دهد؛ و فعال چپ نیز میتواند همان مطالبه را تأیید کند، بیآنکه به رهبری فردی یا پادشاهی رضایت داده باشد.
۸. پروتکل پیشنهادی همکاری حداقلی حقوقبشری
برای تبدیل امکان نظری به همکاری قابلاعتماد، پیشنهاد میشود هر پلتفرم مشترک منشوری کوتاه و عمومی داشته باشد. عناصر زیر حداقل لازماند:
موضوع محدود و دقیق: توقف فوری اجرای احکام؛ لغو احکام اعدام؛ منع شکنجه، ناپدیدسازی قهری و اعتراف اجباری؛ تضمین دسترسی به وکیل، درمان و دادرسی عادلانه.
بند استقلال سیاسی: امضا یا همکاری هیچ دلالتی بر پذیرش رهبری، ایدئولوژی، نوع حکومت، پرچم حزبی یا برنامه اقتصادی هیچ طرف ندارد.
قواعد ورود: تعهد عملی به عدم خشونت، برابری انسانها، منع تبعیض، صداقت اطلاعاتی و احترام به حق نقد.
قربانیمحوری: نام، تصویر، پرونده پزشکی و روایت قربانی فقط با رضایت آگاهانه خود او یا نماینده مورد اعتمادش منتشر شود.
راستیآزمایی: هر ادعای فوری دستکم با دو منبع مستقل یا یک منبع مستقیم معتبر بررسی و سطح قطعیت آن برچسبگذاری شود.
امنیت داده: حداقلسازی اطلاعات هویتی، نگهداری رمزگذاریشده، کنترل دسترسی، برنامه پاسخ به نفوذ و عدم انتشار فهرست داخلی کنشگران.
برندسازی بیطرف: نام پلتفرم حقوقبشری باشد؛ سازمانها میتوانند هویت خود را حفظ کنند، اما نشانه هیچ جریان سیاسی بر محتوای مشترک مسلط نشود.
حکمرانی چندمرکزی: شورای کوچک و دورهای از پزشکان، حقوقدانان، خانوادههای دادخواه، مدافعان حقوق بشر و نمایندگان طیفهای سیاسی؛ تصمیمهای حساس با اکثریت تقویتشده.
مدیریت اختلاف: نقد بیرون از دامنه کارزار آزاد است؛ تهدید، تحقیر، پروندهسازی و نسبتدادن جمعی ممنوع. اختلاف درباره متن با صورتجلسه کوتاه ثبت شود.
بند خروج و بازبینی: هر عضو میتواند بدون انگزنی خارج شود؛ پروتکل هر ۳۰ روز بر اساس عملکرد و تهدیدهای امنیتی بازبینی شود.
۸.۱. متن پیشنهادی بند عدمدلالت سیاسی
بند پیشنهادی «امضا، همراهی یا مشارکت در این کارزار صرفاً بیانگر تعهد به مطالبات حقوقبشری مندرج در همین سند است و به معنای پذیرش یا رد رهبری هیچ فرد، عضویت در هیچ ائتلاف سیاسی، توافق درباره شکل نظام آینده، یا تأیید سایر مواضع امضاکنندگان نیست. همه طرفها حق نقد مسالمتآمیز و استقلال سازمانی یکدیگر را به رسمیت میشناسند.» |
۸.۲. مرزهای روشن عدم همکاری
گشودگی حقوقبشری به معنای بیمرزی نیست. پلتفرم باید مشارکت افرادی را که بهطور مستند در شکنجه، قتل، سرکوب، تهدید خانوادهها، جعل سازمانیافته اطلاعات، تحریک به خشونت جمعی یا نفی برابری شهروندان دست دارند، تعلیق کند. درباره افراد جداشده از نهادهای ناقض حقوق بشر باید بین مسئولیت فردی، افشاگری صادقانه و انتقام جمعی تفاوت گذاشت؛ عدالت انتقالی معتبر نه مصونیت است و نه تسویهحساب.
۹. نقشه عملی ۹۰روزه
بازه | اقدامات کلیدی | خروجی قابلسنجش |
|---|---|---|
روزهای ۱ تا ۳۰: اعتماد و زیرساخت | تشکیل هسته ۷ تا ۱۱ نفره؛ تصویب پروتکل؛ تعیین مسئول امنیت داده؛ طراحی فرم استاندارد پرونده؛ تعریف کانال تماس محرمانه. | منشور عمومی یکصفحهای؛ سیاست رضایت و حریم خصوصی؛ فهرست معیارهای راستیآزمایی؛ ثبت تضاد منافع اعضا. |
روزهای ۳۱ تا ۶۰: اقدام فوری | شبکه هشدار برای پروندههای در خطر؛ بیانیههای کوتاه و مستند؛ ارجاع درمانی/حقوقی؛ ارتباط با گزارشگران ویژه و انجمنهای پزشکی. | حداقل ۱۰ پرونده راستیآزماییشده؛ زمان پاسخ کمتر از ۲۴ ساعت برای موارد قرمز؛ گزارش عمومی بدون داده حساس. |
روزهای ۶۱ تا ۹۰: فشار و یادگیری | نامه مشترک به سازوکارهای سازمان ملل و دولتها؛ نشست تخصصی پزشکان و حقوقدانان؛ ارزیابی مستقل امنیت و اثرگذاری؛ بازبینی عضویت. | گزارش ۹۰روزه؛ شمار مداخلات و پاسخها؛ فهرست درسآموختهها؛ نسخه دوم پروتکل. |
۹.۱. نقش ویژه پزشکان و متخصصان سلامت
پزشکان میتوانند اعتبار و کارکردی فراتر از صدور بیانیه ایجاد کنند: ثبت آسیبهای جسمی و روانی بر اساس استانداردهای حرفهای؛ راهنمایی درباره حفظ شواهد؛ تریاژ خطر خودکشی، اعتصاب غذا و عوارض شکنجه؛ شبکه ارجاع؛ و ارتباط با انجمنهای پزشکی بینالمللی. شرط اخلاقی آن است که پزشک به بازوی تبلیغاتی هیچ جریان تبدیل نشود و کرامت، رضایت و محرمانگی بیمار بر منافع سیاسی مقدم بماند.
۹.۲. شبکه برونمرزی و «اثر بومرنگ»
وقتی دسترسی به نهادهای داخلی بسته است، شبکههای برونمرزی میتوانند اطلاعات معتبر را به انجمنهای حرفهای، رسانهها، گزارشگران ویژه و دولتها برسانند و فشار پاسخگویی ایجاد کنند. کِک و سیکینک این سازوکار را «الگوی بومرنگ» مینامند. اثرگذاری آن به سرعت، اعتبار، حفاظت از منبع و درخواستهای دقیق وابسته است؛ نه صرفاً حجم شعارها (Keck & Sikkink, 1998).
۱۰. پاسخ به اعتراضهای محتمل
۱۰.۱. «امضا کنار چپها مشروعیت آنان را بالا میبرد»
هر همکاری عمومی مقداری اعتبار متقابل میسازد، اما میتوان دامنه آن را مهار کرد. وقتی سند صریحاً میگوید امضا فقط درباره حق حیات و منع شکنجه است، اعتبار ایجادشده به رعایت همان قواعد محدود میشود. جایگزین، یعنی امتناع از همکاری حتی برای نجات جان، ممکن است هزینه انسانی و اعتبار اخلاقی بیشتری داشته باشد.
۱۰.۲. «چون رهبری رضا پهلوی رأیگیری نشده، همکاری ناممکن است»
نبود رأیگیری رسمی دلیل معتبری برای بحث درباره مشروعیت و حدود اختیار سیاسی است، اما ربط منطقی مستقیمی به امضای یک مطالبه ضد شکنجه ندارد. همکاری حقوقبشری میتواند دقیقاً بر این توافق بنا شود که تصمیم نهایی درباره شکل نظام و مقامات آینده در فرایندی آزاد گرفته شود. هیچکس برای دفاع از حق حیات مجبور نیست پیشاپیش نتیجه آن رقابت را بپذیرد.
۱۰.۳. «اختلاف تمامیت ارضی همهچیز را منتفی میکند»
این اختلاف برای ائتلاف حکمرانی جدی است و نباید کوچک شمرده شود. اما خطر اعدام یا شکنجه یک زندانی به موضع حزب او درباره ساختار سرزمینی وابسته نیست. میتوان در سطح اول همکاری کرد و همزمان گفتوگوی سطح سوم را مشروط به پذیرش جامعه سیاسی مشترک، حل مسالمتآمیز اختلافات و ممنوعیت تغییر مرزها با زور دانست.
۱۰.۴. «همکاری، نقد سیاسی را خاموش میکند»
پروتکل پیشنهادی دقیقاً عکس این را میگوید: استقلال و حق نقد محفوظ است. آنچه محدود میشود تهدید، افترا، تحقیر و استفاده ابزاری از قربانیان در فضای مشترک است. همکاری موفق از اختلاف نمیترسد؛ اختلاف را زمانبندی و قاعدهمند میکند.
۱۰.۵. «ائتلاف گسترده همیشه بهتر است»
نه. پژوهشها نشان میدهند ائتلافهای مبهم، بدون قواعد و بدون ظرفیت سازمانی میتوانند فرسوده شوند یا فرصت سرکوب ایجاد کنند. هدف، بیشینهکردن تعداد لوگوها نیست؛ هدف، ساختن همکاریای است که کار مشخصی انجام دهد، قابل سنجش باشد و قدرت هیچ بازیگری را بیمهار نکند.
۱۱. شاخصهای ارزیابی
برای جلوگیری از تبدیل پلتفرم به صحنه نمادین، شاخصها باید از ابتدا تعریف شوند. شاخص خوب هم خروجی را میسنجد و هم کیفیت فرایند را.
بعد | شاخصهای نمونه |
|---|---|
اثر حفاظتی | تعداد پروندههای فوری پیگیریشده؛ زمان واکنش؛ دسترسی ایجادشده به وکیل یا درمان؛ توقف یا تعویق احکام در موارد مستند. |
اعتبار اطلاعات | درصد ادعاهای دارای دو منبع؛ شمار اصلاحیههای علنی؛ تفکیک روشن داده تأییدشده، محتمل و تأییدنشده. |
شمول | تنوع حرفهای، جنسیتی و سیاسی؛ سهم خانوادهها و قربانیان در تصمیمگیری؛ نبود سلطه یک سازمان. |
امنیت و اخلاق | موارد نقض محرمانگی؛ رضایت ثبتشده؛ زمان واکنش به رخداد امنیتی؛ حمایت روانی از مستندسازان. |
کیفیت ائتلاف | پایبندی به بند استقلال؛ تعداد اختلافهای حلشده با سازوکار داخلی؛ خروج داوطلبانه بدون تخریب یا انگزنی. |
پاسخگویی بینالمللی | تعداد مکاتبات هدفمند؛ پاسخ نهادهای حرفهای یا سازمان ملل؛ استفاده از دادههای پلتفرم در گزارشهای معتبر. |
۱۲. افق دوران گذار
همکاری امروز باید به معماری حقوقی فردا پیوند بخورد. یک برنامه حداقلی برای دوران گذار میتواند شامل توقف فوری همه اعدامها؛ بازبینی مستقل احکام؛ لغو قانونی مجازات اعدام؛ الحاق به پروتکل اختیاری دوم میثاق؛ الحاق به کنوانسیون منع شکنجه و پروتکل اختیاری آن؛ استقلال دادگستری؛ حق دسترسی فوری به وکیل و پزشک مستقل؛ جرمانگاری شکنجه مطابق استانداردهای بینالمللی؛ و ایجاد سازوکار قربانیمحور عدالت انتقالی باشد.
عدالت انتقالی نباید به دوگانه انتقام یا فراموشی تقلیل یابد. راهنمای ۲۰۲۳ دبیرکل سازمان ملل مجموعهای از تعقیب مسئولان، حقیقتیابی، جبران خسارت، اصلاح نهادی و تضمین عدم تکرار را توصیه میکند. مسئولیت باید فردی و مبتنی بر شواهد باشد؛ وابستگی اداری یا خانوادگی بهتنهایی مبنای مجازات نیست (United Nations Secretary-General, 2023).
۱۳. نتیجهگیری
پاسخ عملگرایانه و علمی به پرسش این مقاله مثبت است. هواداران رضا پهلوی میتوانند با فعالان چپ، از جمله کنشگران نزدیک به حزب کمونیست کارگری، برای توقف اعدام، منع شکنجه و دفاع از زندانیان همکاری کنند، بیآنکه اختلاف درباره رهبری دوران گذار یا شکل حکومت آینده را حلشده فرض کنند. این نتیجه هم با نظریه ائتلافهای موضوعمحور سازگار است، هم با منطق مقاومت مدنی فراگیر، و هم با بخشهایی از مواضع علنی هر دو سوی مورد بحث.
اما همکاری مسئولانه فقط با دقت و صداقت پایدار میماند. نباید حسن صالحی را بدون سند نویسنده انحصاری کارزار نامید؛ نباید گرایش و انگیزه همه امضاکنندگان را از فهرست نامها حدس زد؛ نباید نقدهای علنی حزب به جریان پهلوی را انکار کرد؛ و نباید اختلاف رسمی بر سر تمامیت ارضی را پنهان ساخت. صداقت درباره اختلافها، همکاری را ضعیف نمیکند؛ آن را قابل اعتماد میسازد.
معیار نهایی این نیست که آیا همه زیر یک پرچم حزبی قرار میگیرند. معیار آن است که آیا میتوانند در یک ظرف محدود، حقوقمحور و پاسخگو، جان انسانها را مقدم بر رقابت سیاسی بگذارند و همزمان قواعد رقابت آینده را باز، آزاد و غیرخشونتآمیز نگه دارند. چنین ظرفی نه جایگزین ائتلاف دوران گذار است و نه دشمن آن؛ تمرینی عملی برای ساختن فرهنگ دولت قانون و جامعهای است که مخالف سیاسی را از حق حیات و کرامت محروم نمیکند.
فرمول نهایی همکاری حقوقبشری: بله. | انتقال وفاداری سیاسی: خیر. | ائتلاف دوران گذار: فقط با توافق جداگانه، مکتوب و دموکراتیک. |
ضمیمه: گزارههای نیازمند دقت
صورت رایج | صورت دقیقتر و قابلاستناد |
|---|---|
«متن را حسن صالحی نوشته است.» | سند نویسنده منفرد معرفی نمیکند؛ حسن صالحی و هرمز رها بهعنوان هماهنگکننده/راه تماس قابل شناساییاند. |
«امضاکنندگان همه یا عمدتاً چپاند.» | ترکیب نهادها چندگرایشی است و وابستگی سیاسی اشخاص ثبت نشده است. |
«همه امضاکنندگان مخالف رهبری رضا پهلویاند.» | سند درباره رضا پهلوی سکوت دارد؛ از امضا نمیتوان موضع رهبری را استنباط کرد. |
«حزب کمونیست کارگری با سلطنتطلبان مخالفت علنی نکرده است.» | اسناد رسمی حزب نقدهای علنی و گاه تند را نشان میدهند، اما همزمان امکان همکاری موضوعمحور را نیز میپذیرند. |
«حزب هر چهار اصل رضا پهلوی را پذیرفته است.» | در سکولاریسم، برابری و رأی مردم همپوشانی مهم وجود دارد؛ درباره تمامیت ارضی اختلاف رسمی و مبنایی وجود دارد. |
«سه خط قرمز یعنی تأیید همه گروههای دیگر.» | این سخن فقط سه گروه را صریحاً مستثنا میکند؛ هر همکاری دیگر نیازمند ارزیابی موردی است. |
«ایران عضو کنوانسیون منع شکنجه است.» | ایران عضو کنوانسیون نیست؛ تعهد منع شکنجه از ماده ۷ میثاق و قاعده آمره عرفی ناشی میشود. |
«میثاق اعدام را مطلقاً ممنوع کرده است.» | میثاق برای دولتهای غیرلغوکننده محدودیت بسیار سخت میگذارد و لغو را تقویت میکند؛ لغو کامل تعهد سیاستی فراتر از کف فعلی است. |
منابع
Amnesty International. (2026a). Death sentences and executions 2025. گزارش
Amnesty International. (2026b, May 21). Iran: Politically motivated executions after grossly unfair trials. گزارش
Bayer, M., Bethke, F. S., & Lambach, D. (2016). The democratic dividend of nonviolent resistance. Journal of Peace Research, 53(6), 758–771. DOI
Chenoweth, E. (2020). The future of nonviolent resistance. Journal of Democracy, 31(3), 69–84. DOI
Diani, M., & Bison, I. (2004). Organizations, coalitions, and movements. Theory and Society, 33(3–4), 281–309. DOI
Human Rights Committee. (2018). General Comment No. 36 on article 6 of the ICCPR (CCPR/C/GC/36). سند
Human Rights Committee. (2023). Concluding observations on the fourth periodic report of Iran (CCPR/C/IRN/CO/4). سند
Human Rights Watch. (2026, February 4). Iran: Human rights situation spirals deeper into crisis. گزارش
International Court of Justice. (2012). Questions relating to the obligation to prosecute or extradite (Belgium v. Senegal), Judgment, para. 99. رأی
International IDEA, NIMD, & Oslo Center. (2013). Political party dialogue: A facilitator’s guide. راهنما
Keck, M. E., & Sikkink, K. (1998). Activists beyond borders: Advocacy networks in international politics. Cornell University Press. کتاب
McCoy, J., Rahman, T., & Somer, M. (2018). Polarization and the global crisis of democracy. American Behavioral Scientist, 62(1), 16–42. DOI
McCoy, J., & Somer, M. (2019). Toward a theory of pernicious polarization and how it harms democracies. The ANNALS, 681(1), 234–271. DOI
Pahlavi, R. (2023, January 27). Interview with Sky News: cooperation with democrats from the left, right, and center. نسخه رسمی
Pahlavi, R. (2026a, February 4). Four principles of the Lion and Sun Revolution. نسخه رسمی
Pahlavi, R. (2026b, March 6). Statement on accepting responsibility for transitional leadership and determining Iran’s future through the ballot box. گزارش/متن
Pahlavi, R. (n.d.). Questions & answers: transitional justice, truth-finding, and accountability. وبگاه رسمی
Przeworski, A. (1991). Democracy and the market. Cambridge University Press. DOI
Rawls, J. (2005). Political liberalism (Expanded ed.). Columbia University Press. (Original work published 1993). ناشر
Reuters / Iran International. (2026, July 20). Reza Pahlavi says he is a bridge in transition and identifies three groups excluded from cooperation. گزارش مصاحبه
Salehi, H. (2025, November 3). کنفرانس اسلو و سلطنتطلبان. متن رسمی حزب
Stephan, M. J., & Chenoweth, E. (2008). Why civil resistance works: The strategic logic of nonviolent conflict. International Security, 33(1), 7–44. DOI
Taqvaee, H. (2022a, June 18). چپ، راست و جنبش سرنگونی. متن رسمی حزب
Taqvaee, H. (2022b, August 12). اتحاد علیه سرکوب. متن رسمی حزب
United Nations. (1966). International Covenant on Civil and Political Rights, arts. 6, 7, 14. متن معاهده
United Nations Secretary-General. (2023). Guidance note: Transitional justice—A strategic tool for people, prevention and peace. راهنما
Van Dyke, N., & Amos, B. (2017). Social movement coalitions: Formation, longevity, and success. Sociology Compass, 11(7), e12489. DOI
Wahman, M. (2013). Opposition coalitions and democratization by election. Government and Opposition, 48(1), 3–32. DOI
Worker-communist Party of Iran. (1994/updated). یک دنیای بهتر: برنامه حزب کمونیست کارگری ایران. متن رسمی
Worker-communist Party of Iran. (2023, February 4). قرار درباره تمامیت ارضی، مصوب پلنوم ۵۶ کمیته مرکزی. متن رسمی
Worker-communist Party of Iran et al. (2026, March 10). منشور همکاری کنگره مشترک جمهوریخواهان دموکرات و فدرالدموکرات و حزب کمونیست کارگری ایران. متن رسمی
بیانیه در باره توقف فوری اعدامها در ایران و حمایت از زندانیان قزلحصار. (۲۰۲۶، ۲۵ ژوئیه). Free Them Now. متن و فهرست امضاها
پایان مقاله | نسخه ۱٫۰ | قطع شواهد: ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶
