این مقاله استدلال می‌کند که سیاست ایران در نقطه‌ای تاریخی قرار گرفته است که در آن کارآمدی ایدئولوژی‌های کلان، از کمونیسم و مارکسیسم لنینیسم تا اسلامگرایی سیاسی و گونه‌های گذشته‌گرای سلطنت‌طلبی، به شدت کاهش یافته و جای خود را به نوعی عملگرایی سیاسی، اقتصادی و فلسفی می‌دهد.