Political essay
ریسکاسسمنت سیاسی و رسانهای
مسئله اصلی این نیست که آیا یک ایرانی مخالف جمهوری اسلامی حق دارد در هر تجمعی صدای خود را بلند کند یا نه؛ از منظر آزادی بیان، چنین حقی وجود دارد.
Persian article
حضور پادشاهیخواهان طرفدار شاهزاده رضا پهلوی در تجمع «Unite the Kingdom» تامی رابینسون، لندن، ۱۶ مه ۲۰۲۶
مقاله توجیهی برای تفکیک طیفهای چپ و راست، تحلیل هزینه–فایده، و پیشنهاد راهبرد ارتباطی
خلاصه اجرایی
مسئله اصلی این نیست که آیا یک ایرانی مخالف جمهوری اسلامی حق دارد در هر تجمعی صدای خود را بلند کند یا نه؛ از منظر آزادی بیان، چنین حقی وجود دارد. مسئله اصلی این است که آیا حضور سازمانیافته، تصویری و پرچممحورِ پادشاهیخواهان در تجمعی که در رسانههای بریتانیا عمدتاً با عنوان «far-right»، ضد مهاجرت و ضد اسلام معرفی شد، برای جایگاه ملی و بینالمللی شاهزاده رضا پهلوی سود خالص داشت یا زیان خالص. نتیجه این ارزیابی روشن است: از منظر کوتاهمدت ممکن است این حضور برای چند ساعت دیدهشدن، تولید محتوا، و تخلیه هیجانی سود داشته باشد؛ اما از منظر راهبردی، دیپلماتیک و برند سیاسی، ریسک آن بالا و سود آن محدود است.
شاهزاده رضا پهلوی در صورتی میتواند برای ایران نقش «چهره ملیِ آشتی، گذار و بازسازی» ایفا کند که فراتر از چپ و راست، فراتر از هویتهای حزبی، و فراتر از دعواهای خیابانیِ افراطی دیده شود. پیوند تصویریِ پرچم شیر و خورشید و عکس شاهزاده با یک راهپیمایی تحت رهبری تامی رابینسون، به مخالفان جمهوری اسلامی، چپهای ضدپهلوی، رسانههای بدبین، و حتی دولتهای محتاط غربی این فرصت را میدهد که جنبش ملی ایران را بهجای یک پروژه مدرن، سکولار، دموکراتیک و میهنی، در کنار حاشیه راست افراطی بریتانیا بنشانند.
این مقاله میان «راست» و «راست افراطی» و همچنین میان «چپ اجتماعی»، «چپ لیبرال»، «چپ رادیکال» و «چپ آنارشیستی/ضدسیستمی» تمایز میگذارد. همانطور که نمیتوان همه چپها را با یک برچسب فهمید، نمیتوان همه راستها را نیز یکی دانست. راستِ ریگانی یا تا حدی ترامپی، راستِ بازار، رقابت، خوداتکایی و سرمایه است؛ راستِ موسولینی دولتمحور و ملیگرای اقتدارگراست؛ راستِ هیتلری نژادی و نسلکُش است؛ و راستِ خیابانیِ ضد مهاجرت، که در بریتانیا پیرامون تامی رابینسون دیده میشود، بیشتر یک جنبش اعتراضی، هویتی، ضد اسلام و ضد مهاجرت است تا یک پروژه حکمرانی محترم و قابل ائتلاف برای آینده ایران.
۱. زمینه رخداد ۱۶ مه ۲۰۲۶ در لندن
در ۱۶ مه ۲۰۲۶ لندن همزمان شاهد دو تجمع بزرگ بود: راهپیمایی «Unite the Kingdom» با محوریت تامی رابینسون و راهپیمایی روز نکبت/حمایت از فلسطین. رسانههای معتبر بریتانیایی و بینالمللی این روز را یکی از روزهای سنگین پلیسی لندن در سالهای اخیر توصیف کردند. گزارشها از استقرار حدود ۴۰۰۰ مأمور پلیس، استفاده از پهپاد، اسب، سگ، هلیکوپتر و در برخی گزارشها فناوری تشخیص چهره حکایت داشتند. برآوردها درباره جمعیت متفاوت بود، اما چند گزارش عددی در حدود دهها هزار نفر برای راهپیمایی رابینسون و جمعیتی بزرگتر برای تجمع فلسطین ذکر کردند.
در گزارش گاردین آمده بود که راهپیمایی «Unite the Kingdom» نسبت به نمایش قدرت قبلی رابینسون کوچکتر و کمانرژیتر بود، و حتی در متن همان پوشش رسانهای به وجود نمادهای ملیگرایانه، چهرههای راست افراطی، و نیز حمایتهایی از اسرائیل و سلطنت پیش از انقلاب ایران اشاره شد. ایندیپندنت نیز در پوشش خود به حضور پرچم مخالفان جمهوری اسلامی اشاره کرد. رویترز، گاردین، آیتیوی و دیگر رسانهها نیز محور کلی تجمع را ضد مهاجرت، ضد اسلام یا راست افراطی توصیف کردند. بنابراین، در افکار عمومی بریتانیا، قاب غالب رخداد، قاب «جنبش راست افراطی/ضد مهاجرت» بود، نه قاب «جنبش ملی ایران».
۲. چرا تفکیک طیفهای چپ و راست ضروری است؟
در تحلیل سیاسی خام، «راست» و «چپ» گاهی به دو جعبه ساده تقلیل داده میشوند. این تقلیل هم از نظر نظری اشتباه است و هم از نظر راهبردی خطرناک. راست میتواند به معنای محافظهکاری نهادی، اقتصاد بازار، ملیگرایی فرهنگی، اقتدارگرایی دولتی، برتریطلبی قومی، یا پوپولیسم ضد مهاجرت باشد. چپ نیز میتواند به معنای سوسیالدموکراسی، عدالت اجتماعی، اتحادیهگرایی، سکولاریسم ضد روحانیت، مارکسیسم کلاسیک، کمونیسم کارگری، آنارشیسم ضد دولت، یا چپ هویتی پسامدرن باشد. هر کدام از اینها منطق، اخلاق، پایگاه اجتماعی و روش عملی متفاوت دارند.
برای جنبش ایران، این تفکیک حیاتی است. یک پروژه ملیِ گذار نمیتواند با همه چپها دشمنی کند و همه راستها را دوست بداند؛ همانطور که نمیتواند همه راستها را فاشیست و همه چپها را آزادیخواه فرض کند. ایران آینده به ائتلافی وسیع نیاز دارد: کارگر، کارآفرین، دانشجو، زن، اقلیت قومی و دینی، سکولار، مذهبیِ غیرحکومتی، جمهوریخواه، مشروطهخواه، لیبرال، سوسیالدموکرات، محافظهکار مدرن، و نیروهای ملیگرا. شاهزاده رضا پهلوی، اگر قرار باشد نماد گذار باشد، باید در مرکز این طیف بایستد، نه در حاشیه یکی از قطبهای افراطی.
۳. طیفهای متفاوت راست
راست کلاسیکِ محافظهکار در بریتانیا معمولاً با نهاد، قانون، ثبات، احتیاط، نظم پارلمانی و دیپلماسی آرام تعریف میشود. سنت محافظهکاری بریتانیایی از برک تا چرچیل، هرچند فراز و فرود و تناقضهای خود را دارد، اما عموماً خود را در قامت «مدیریت نظم» و نه «انفجار خیابانی» معرفی میکند. این راست، حتی هنگامی که درباره مهاجرت سختگیر است، تلاش میکند زبان حکمرانی، قانون و قابلیت اجرایی را حفظ کند.
راست بازارمحورِ آمریکایی، در نسخه ریگانی یا ترامپی، بر رقابت، کارآفرینی، مالیات کمتر، دولت کوچکتر، مرزهای سختتر، و خوداتکایی تکیه دارد. بسیاری از مهاجران موفق، از جمله بخشی از ایرانیان خارج کشور، با این زبان احساس نزدیکی میکنند، زیرا تجربه زیسته آنان با تلاش فردی، رقابت آزاد و ارتقای طبقاتی گره خورده است. اما حتی این راست نیز الزاماً با راست خیابانیِ ضد مهاجرت یکی نیست.
راست فاشیستیِ قرن بیستم، در نسخه هیتلری، بر سلسلهمراتب نژادی، حذف فیزیکی، دولت تمامیتخواه، و اسطوره خون و خاک بنا شد. نسخه موسولینیستی بیشتر دولتگرا، ملیگرای افراطی و اقتدارگرا بود، با تأکید بر وحدت اجباری ملت، حزب و دولت. اینها با راست بازارمحور و محافظهکاری پارلمانی تفاوت ماهوی دارند.
راست پیرامون تامی رابینسون را باید دقیقتر فهمید: این جریان بیشتر پوپولیستی، خیابانی، ضد اسلام، ضد مهاجرت، ضد نخبگان، و رسانهمحور است. در بریتانیا که فرهنگ سیاسی غالب آن بر میانهروی، ادب نهادی، و مدیریت تدریجی بحران بنا شده، چنین جریانی بهسادگی در جایگاه «outlier» یا حاشیه افراطی قرار میگیرد. حتی اگر بخشی از نگرانیهای آن درباره ادغام فرهنگی، جرم، یا شکست سیاستهای مهاجرتی واقعی باشد، شیوه بیان و شبکه اجتماعی آن برای ائتلافسازی دیپلماتیک بسیار پرهزینه است.
۴. طیفهای متفاوت چپ
چپ نیز یکدست نیست. چپ سوسیالدموکرات اروپایی میتواند در چارچوب دولت رفاه، حقوق کار، آموزش عمومی، و سلامت عمومی عمل کند و همچنان به دموکراسی پارلمانی وفادار باشد. چپ لیبرال میتواند بر حقوق فردی، ضد تبعیض، اقلیتها، برابری جنسیتی و حقوق بشر تأکید کند. چپ سکولار کلاسیک میتواند با نفوذ مذهب در حکومت مخالفت کند و این مخالفت را با پروژه مدرنیزاسیون پیوند بزند.
اما چپ رادیکال ضدسیستمی، چپ آنارشیستی، و بخشی از چپ پساشوروی، گاهی کارکرد خود را در «اختلال دائمی» میبیند: یافتن هر شکاف اجتماعی، هر اقلیت ناراضی، هر تضاد فرهنگی، و تبدیل آن به اهرمی برای فشار بر دولتهای مستقر. در پرونده ایران، بخشهایی از چپ غربی به دلیل فلسطین، ضدیت با آمریکا، ضدیت با اسرائیل، یا نگاه ضد امپریالیستیِ کلیشهای، نسبت به ماهیت جمهوری اسلامی دچار کوررنگی سیاسی شدهاند. این چپها میتوانند جنایتهای جمهوری اسلامی علیه ایرانیان را کوچک کنند و در عوض حکومت را صرفاً در قالب «ضد غرب» بخوانند.
با این حال، پاسخ به خطای چپ افراطی نباید افتادن در دامن راست افراطی باشد. اگر چپ افراطی با پروژه فلسطینمحور، ضد غربی یا ضد اسرائیلی، صدای ملت ایران را مصادره میکند، راهحل آن ساختن ائتلاف میانه، عقلانی و حقوقبشری است؛ نه قرار دادن پرچم ملی ایران در کنار جریانی که رسانههای بریتانیا آن را ضد مهاجرت و راست افراطی میخوانند.
۵. جایگاه مطلوب شاهزاده رضا پهلوی: مرکز ملی، نه حاشیه ایدئولوژیک
مزیت اصلی شاهزاده رضا پهلوی این است که میتواند فراتر از اختلاف جمهوریخواه/مشروطهخواه و فراتر از چپ/راست، نقش چهره ملیِ آشتی و گذار را ایفا کند. سرمایه نمادین او در «نام خانوادگی»، «پیوستگی تاریخی»، «فاصله از ساختار قدرت جمهوری اسلامی»، و «قابلیت مخاطب قرار دادن جامعه بینالملل» است. این سرمایه زمانی بیشترین اثر را دارد که با زبان دیپلماسی، حقوق بشر، سکولاریسم، تمامیت ارضی، دولت قانون، و انتخابات آزاد همراه شود.
به همین دلیل، هر تصویری که شاهزاده را در کنار افراطگرایی محلیِ یک کشور دیگر قرار دهد، برای این سرمایه زیانآور است. اگر هدف این است که دولتها، پارلمانها، دانشگاهها، رسانههای اصلی و افکار عمومی غربی بفهمند مردم ایران برای آزادی، سکولاریسم، مدرنیته و کرامت انسانی مبارزه میکنند، نباید پیام را به صحنهای برد که قاب غالب آن «ضد مهاجرت»، «ضد اسلام» یا «راست افراطی» است. چنین قابی بهویژه برای ایرانیان بریتانیا خطر دارد، زیرا خود ایرانیان در ساختار اجتماعی بریتانیا بخشی از جامعه مهاجر/اقلیت محسوب میشوند.
۶. ریسکاسسمنت حضور پادشاهیخواهان در تجمع تامی رابینسون
جدول زیر ارزیابی کیفی ریسکها را نشان میدهد. امتیاز احتمال و اثر از ۱ تا ۵ است؛ ۱ یعنی پایین و ۵ یعنی بسیار بالا. امتیاز نهایی حاصل ضرب احتمال در اثر است.
ریسک | احتمال | اثر | امتیاز | تحلیل کوتاه | اقدام کاهنده |
|---|---|---|---|---|---|
برچسبخوردن جنبش پادشاهیخواه/ملی ایران به راست افراطی | ۴ | ۵ | ۲۰ | قاب رسانهای تجمع، مستقل از نیت ایرانیان، عمدتاً راست افراطی و ضد مهاجرت بود. | بیانیه رسمی مرزبندی با نفرت، نژادگرایی و ضدیت با مهاجران؛ تأکید بر سکولاریسم و حقوق بشر. |
آسیب به برند شاهزاده رضا پهلوی به عنوان چهره ملیِ آشتی | ۴ | ۵ | ۲۰ | تصویرسازی کنار رابینسون میتواند نقش فراایدئولوژیک شاهزاده را محدود کند. | عدم استفاده از عکس شاهزاده در تجمعات حزبی/افراطی؛ تدوین دستورالعمل استفاده از نمادها. |
تقویت تبلیغات جمهوری اسلامی و لابیهای همسو | ۵ | ۴ | ۲۰ | جمهوری اسلامی میتواند این تصاویر را برای معرفی اپوزیسیون به عنوان فاشیست/نژادپرست استفاده کند. | تولید محتوای چندزبانه درباره ماهیت ملی، سکولار و دموکراتیک جنبش ایران. |
از دست دادن حمایت جریانهای میانه و لیبرال بریتانیا | ۴ | ۴ | ۱۶ | جامعه سیاسی بریتانیا، بهویژه نهادهای دانشگاهی و پارلمانی، نسبت به راست افراطی حساس است. | ارتباط فعال با احزاب اصلی، اندیشکدهها، اتحادیهها و گروههای حقوق بشری. |
تهدید امنیت و اعتبار اجتماعی ایرانیان بریتانیا | ۳ | ۴ | ۱۲ | حضور در تجمعهای تنشآلود میتواند ایرانیان را وارد نزاعهای داخلی بریتانیا کند. | تمرکز بر تجمعات مستقل ایرانی و کمپینهای پارلمانی کمریسک. |
دیدهشدن کوتاهمدت پیام ضد جمهوری اسلامی | ۳ | ۲ | ۶ | سود کوتاهمدت در شبکههای اجتماعی وجود دارد، اما محدود و پرهزینه است. | انتقال انرژی به کمپینهای هدفمند با رسانههای اصلی و نمایندگان پارلمان. |
جذب اقلیت راستگرای ضد اسلام به مسئله ایران | ۲ | ۲ | ۴ | این حمایت ممکن است پر سر و صدا باشد اما از نظر ائتلاف دیپلماتیک کمعمق است. | تبدیل پیام از ضد اسلام به ضد جمهوری اسلامی و دفاع از مردم ایران. |
جمعبندی جدول: ریسکهای اصلی در سطح «بالا» تا «بسیار بالا» قرار میگیرند؛ سودهای احتمالی در سطح «پایین» تا «متوسط» هستند. بنابراین از منظر مدیریت ریسک، حضور نمادین و پرچممحور در چنین تجمعی توصیه نمیشود، مگر آنکه با مرزبندی بسیار صریح، پیام مستقل، و کنترل تصویری کامل همراه باشد؛ شرایطی که در تجمع خیابانی عملاً دشوار است.
۷. آیا این حضور به نفع شاهزاده بود؟
پاسخ تحلیلی: در تراز راهبردی، خیر. ممکن است برخی شرکتکنندگان با نیت پاک، درد ملی، خشم از جمهوری اسلامی، یا نیاز به دیدهشدن به آن تجمع رفته باشند. این نیت فردی محترم است. اما سیاست فقط نیت نیست؛ سیاست نتیجه، قاب رسانهای، ائتلاف، و برداشت طرف ثالث است. اگر کنش سیاسی بهگونهای دیده شود که به دشمن امکان برچسبزنی بدهد، به دوست امکان فاصلهگرفتن بدهد، و مخاطب بیطرف را سردرگم کند، حتی نیت خوب میتواند نتیجه بد بدهد.
برای شاهزاده رضا پهلوی، مهمترین سرمایه، قابلیت حضور در «مرکز» است: مرکز ایرانیان، مرکز دیپلماسی غربی، مرکز افکار عمومی، و مرکز اخلاق سیاسی. حضور نمادهای پادشاهیخواهانه در تجمع تامی رابینسون، این مرکزیت را به حاشیه راست افراطی نزدیک میکند. حتی اگر واقعیت درونی جنبش ایران چنین نباشد، تصویر بیرونی میتواند چنین ساخته شود. در دنیای رسانه، تصویر گاهی از واقعیت نیرومندتر عمل میکند.
بنابراین، این حضور ممکن است برای چند حساب نویسندهی، چند ویدئو، و چند شعار خیابانی سودمند به نظر برسد، اما برای پروژه ملی ایران و برای جایگاه شاهزاده به عنوان چهره آشتیبخش، پرهزینه است. بهویژه آنکه بریتانیا کشوری است که نهادهای اصلی آن نسبت به افراطیگری، نژادگرایی، خشونت سیاسی و تحریک ضد مهاجران حساسیت تاریخی دارند. ایراندوستی نباید به گونهای عرضه شود که با ضد مهاجرتگرایی، سفیدگرایی، یا اسلامستیزی خام اشتباه گرفته شود.
۸. راهبرد جایگزین: ساختن میناستریم ایرانی
راه درست، ساختن یک جریان ملیِ میناستریم است؛ جریانی که بتواند با راست میانه، چپ میانه، لیبرالها، محافظهکاران نهادی، دانشگاهیان، اتحادیهها، رسانههای اصلی، سازمانهای حقوق بشری و نهادهای دیپلماتیک همزمان حرف بزند. این جریان باید به چپ بگوید: دفاع از کارگر، زن، دانشجو و اقلیت ایرانی بدون مقابله با جمهوری اسلامی ممکن نیست. باید به راست بگوید: دفاع از مرز، امنیت و تمدن غرب بدون دفاع از مردم ایران و مقابله با اسلامگرایی حکومتی ناقص است. باید به میانه بگوید: ایران آزاد، سکولار و باثبات، به نفع امنیت اروپا، انرژی، مهاجرت، حقوق بشر و صلح منطقهای است.
این میناستریم باید از پرچم شیر و خورشید به عنوان نماد تاریخی و ملی ایران استفاده کند، نه به عنوان پرچم یک جناح افراطی. باید عکس شاهزاده را در قاب ملی، دیپلماتیک، حقوقبشری و گذار دموکراتیک قرار دهد، نه در قاب دعوای داخلی راست افراطی بریتانیا. همچنین باید برای استفاده از نمادها دستورالعمل داشته باشد: کجا بردن پرچم مفید است، کجا بردن آن پرهزینه است، و کجا باید از استفاده از عکس شاهزاده خودداری شود.
۹. توصیههای عملی
• یک بیانیه کوتاه و محترمانه منتشر شود که حمایت از مردم ایران، پرچم شیر و خورشید و شاهزاده رضا پهلوی را از هرگونه نژادگرایی، نفرتپراکنی، ضدیت با مهاجران، و خشونت سیاسی جدا کند.
• تأکید شود که مسئله ایرانیان، «ضد اسلام» نیست؛ مسئله، جمهوری اسلامی، سرکوب، تبعیض جنسیتی، سپاه پاسداران، اعدام، فساد، و اشغال دولت توسط ایدئولوژی مذهبی است.
• از این پس استفاده از عکس شاهزاده در تجمعات غیرایرانی و پرریسک فقط با احتیاط بسیار و ترجیحاً با پیام مستقل ایرانی انجام شود.
• کمپینهای آینده به جای حضور در تجمعهای افراطی، بر ملاقات با نمایندگان پارلمان، اندیشکدهها، دانشگاهها، رسانههای اصلی و سازمانهای حقوق بشری تمرکز کنند.
• یک «کد رفتاری تجمعات ایرانی» تدوین شود: ممنوعیت شعارهای نژادی، تهدیدآمیز، ضد مهاجر، ضد مذهبیِ کلی، یا تحقیرآمیز؛ تمرکز بر ایران، حقوق بشر، سکولاریسم و گذار دموکراتیک.
• برای خنثیسازی تبلیغات جمهوری اسلامی، محتوای انگلیسی، آلمانی و فارسی تولید شود که توضیح دهد پادشاهیخواهی دموکراتیک یا مشروطهخواهی، معادل فاشیسم یا راست افراطی نیست.
• گفتوگو با نیروهای چپ میانه، سوسیالدموکرات و اتحادیهای که درباره حقوق کارگران، زنان و زندانیان سیاسی ایران حساساند، تقویت شود تا جمهوری اسلامی نتواند چپ غربی را انحصاراً در اختیار بگیرد.
۱۰. جمعبندی نهایی
ملت ایران در چهار دهه گذشته هزینه انسانی عظیمی داده است: اعدام، زندان، شکنجه، مهاجرت، فقر، تبعیض، سرکوب زنان، نابودی محیط زیست و فروپاشی سرمایه اجتماعی. اما این هزینه انسانی زمانی به سرمایه سیاسی تبدیل میشود که با عقل سازمانی، پیام روشن، ائتلافسازی و مدیریت تصویر همراه شود. اگر این سرمایه در قابهای افراطی، حاشیهای و هیجانی مصرف شود، امکان تبدیل رنج مردم ایران به حمایت مادی و سیاسی جهان کاهش مییابد.
سیاست موفق یعنی تبدیل درد به قدرت، نه تبدیل درد به واکنشهای پرهزینه. شاهزاده رضا پهلوی و جریان ملی ایران زمانی میتوانند به نیروی مؤثر تبدیل شوند که نه اسیر خلوصگرایی کور شوند و نه در دام ائتلافهای آسان اما مسموم بیفتند. عقل سیاسی باید «تولههای پراکنده وطن» را جمع کند: چپ را از افراط چپ بازگرداند، راست را از افراط راست دور کند، و میانه را به وظیفه تاریخی خود آگاه سازد. در این چارچوب، حضور پادشاهیخواهان در تجمع تامی رابینسون بیشتر یک خطای راهبردی قابل اصلاح بود تا یک دستاورد قابل تکرار. اصلاح آن نیز با حمله به افراد ممکن نیست؛ با ساختن پیام، ساختن نهاد، و ساختن میناستریم ایرانی ممکن است.
منابع رسانهای بررسیشده
• Reuters، 16 May 2026: گزارش درباره دو تجمع لندن، راهپیمایی ضد مهاجرت با محوریت تامی رابینسون، استقرار حدود ۴۰۰۰ مأمور، ممنوعیت ورود چند چهره راست افراطی خارجی، و بازداشتها.
• The Guardian، 16 May 2026: گزارش زنده و تحلیل درباره تجمع Unite the Kingdom، کاهش جمعیت نسبت به نمایش قدرت قبلی، قاب رسانهای راست افراطی، و اشاره به نمادها/حمایتهای مرتبط با سلطنت پیش از انقلاب ایران.
• The Independent، 16 May 2026: پوشش حضور پرچم مخالفان جمهوری اسلامی در راهپیمایی تامی رابینسون و توصیف فضای نمادین تجمع.
• ITV News و Sky News، 16 May 2026: گزارشهای تکمیلی درباره عملیات پلیسی، تعداد مأموران، بازداشتها و فضای کلی دو تجمع لندن.
