Political essay
مانیفست پهلویستها
پهلویستها ایرانیانیاند که از تجربه تاریخی دولتسازی، ملتسازی، اقتدار، نظم اداری، مدرنیزاسیون، آموزش، تکنوکراسی و پیوند ایران با جهان مدرن الهام میگیرند، اما نمیخواهند گذشته را بینقد تکرار کنند.
Persian article
پهلویسم نوین: دولت مدرن، ملت آزاد، ایران یکپارچه
یادداشت روششناختی |
نویسنده: پیمان بخشایش، MD, PhD, MBA
نسخه اصلاحشده برای بحث عمومی
تیر ۱۴۰۵ / ژوئیه ۲۰۲۶
چکیده اجرایی
پهلویستها ایرانیانیاند که از تجربه تاریخی دولتسازی، ملتسازی، اقتدار، نظم اداری، مدرنیزاسیون، آموزش، تکنوکراسی و پیوند ایران با جهان مدرن الهام میگیرند، اما نمیخواهند گذشته را بینقد تکرار کنند. پهلویسم نوین در این مانیفست نه بازگشت ساده به سلطنت تاریخی، بلکه تبدیل سرمایه نمادین پهلوی به پروژهای آیندهگرا برای سکولار دموکراسی، قانونمداری، برابری حقوقی زن و مرد، اقتصاد مولد، دولت کارآمد، پارلمان، انتخابات آزاد و سیاست خارجی مبتنی بر منافع ملی است. در این چارچوب، شعار «جاوید شاه» به معنای تحمیل فرد یا شکل حکومت نیست؛ معنای سیاسی آن چنین فهمیده میشود: زنده باد زندگی مدرن، زنده باد ایران یکپارچه، زنده باد آزادی، زنده باد حق انتخاب و زنده باد حکومتی که از مردم مشروعیت میگیرد.
جمله محوری مانیفست |
فهرست مطالب
• ۱. دیباچه: شبح پهلویستها
• ۲. پهلویستها چه کسانی هستند؟
• ۳. از پهلویسم تاریخی تا پهلویسم نوین
• ۴. چهار اصل بنیادین
• ۵. منش سیاسی و اخلاقی پهلویستها
• ۶. برنامه مدرنسازی و دولت کارآمد
• ۷. سیاست خارجی: ایران در جهان مدرن
• ۸. عدالت انتقالی، آشتی ملی و نه انتقام
• ۹. پهلویسم نوین در برابر گذشتهگرایی
• ۱۰. پیمان پهلویستها و نسخه کوتاه مانیفست
• منابع
۱. دیباچه: شبح پهلویستها
شبحی در ایران، اروپا و آمریکا در گشتوگذار است: شبح پهلویستها. این شبح از دل تاریخ برمیخیزد، اما در گذشته زندانی نمیماند. از حافظه دولتسازی، ملتسازی، ثبات، امنیت، آموزش، راهآهن، دانشگاه، دیوانسالاری مدرن، ارتش ملی، حقوق زنان و باز شدن پنجره ایران به جهان مدرن نیرو میگیرد، اما همزمان میداند که هر پروژه تاریخی بدون نقد، به اسطوره و سپس به تحجر تبدیل میشود.
پهلویسم تاریخی در زمان خود دستاوردهایی روشن داشت و محدودیتهایی جدی. اقتدار متمرکز توانست دولت مدرن را بسازد، اما همان اقتدار، گاه مجال گشایش سیاسی و تکثر سازمانیافته را محدود کرد. ایرانِ قرن بیستم با فشار شوروی، رقابت امپراتوریها، افراطگرایی چپ مسلح، بنیادگرایی مذهبی، ضعف نهادهای حزبی، بحران نفت، جنگ سرد و شکاف میان جامعه سنتی و پروژه مدرن روبهرو بود. بنابراین، نقد گذشته به معنای نفی دستاورد نیست، همانگونه که ستایش دستاورد، مجوز تکرار خطا نیست.
امروز وضعیت تاریخی عوض شده است. جمهوری اسلامی طی چهل و هفت سال، با ایدئولوژی، سرکوب، فساد ساختاری، دشمنسازی منطقهای و خارجی، و سیاستهای پرهزینه امنیتی، جامعه را در بحران مداوم نگه داشته است. با وجود این، جامعه ایران از مسیر درسخواندن، سوادآموزی، مهاجرت، فناوری، کسبوکار، کار حرفهای، تجربه جهانی و مدرن شدن فرهنگی خارج نشد. نسلهایی رشد کردند که زبان تکنیک، تجارت، دانشگاه، اینترنت، پزشکی، مهندسی، هنر، مدیریت و جهان آزاد را میفهمند.
در متن بحران ۲۰۲۶، خبرگزاریهای بینالمللی از مرگ علی خامنهای در حملات هوایی و تشدید تقابل ایران با آمریکا و اسرائیل گزارش دادهاند؛ گزارشهای Reuters و Associated Press همچنین از فضای انتقامجویانه بخشی از نیروهای سختگیر حکومت و شکاف عمیق اجتماعی در ایران سخن گفتهاند [۶، ۷]. این مانیفست از دل چنین وضعیتی میگوید: ایران به جای جنگ دائمی، نیازمند پروژهای مدنی برای گذار به دولت ملی، آزاد، سکولار، مدرن و پاسخگوست.
۲. پهلویستها چه کسانی هستند؟
پهلویست کسی است که نام پهلوی را نه صرفاً بهعنوان نام یک خاندان، بلکه بهعنوان رمز یک پروژه تاریخی میفهمد: پروژه ساختن ایران قدرتمند، یکپارچه، باسواد، امن، مدرن و پیوسته به تمدن جهانی. پهلویست میتواند طرفدار پادشاهی مشروطه باشد، میتواند جمهوریخواه باشد، میتواند سکولار لیبرال، سوسیالدموکرات، ملیگرا، تکنوکرات یا محافظهکار قانونمدار باشد؛ اما در چهار اصل با دیگر پهلویستها مشترک است: ایران یکپارچه، جدایی دین از دولت، برابری حقوقی همه شهروندان، و حق ملت برای انتخاب آزادانه نظام سیاسی.
پهلویست برنامه خود را پنهان نمیکند، زیرا ضرورتی برای تحمیل عقیده ندارد. برنامهای که از صندوق رأی، قانون اساسی، آزادی احزاب، رسانه آزاد، حقوق بشر و رقابت سیاسی میگذرد، نیازی به پنهانکاری، فرقهسازی یا خشونت ندارد. پهلویست میگوید: ما دیدگاه خود را عرضه میکنیم، مردم انتخاب میکنند، و نتیجه انتخاب مردم برای همه لازمالاحترام است.
پهلویست با چپ، جمهوریخواه، مشروطهخواه، مذهبی غیرحکومتی، اقلیت قومی، اقلیت دینی، زنان، جوانان، کارگران، کارآفرینان، روشنفکران و نظامیان ملی سر جنگ ندارد. جنگ پهلویست با انسانها نیست؛ با عقبماندگی، تحمیل عقیده، فساد، خشونت سیاسی، فرقهگرایی، تجزیهطلبی، زنستیزی، دشمنی با علم و خصومت دائمی با جهان است.
در این معنا، پهلویست نه نوستالژیباز صرف است و نه انقلابی بیبرنامه. او شهروندی است که از تجربه تاریخی نظم و دولتسازی استفاده میکند تا آیندهای دموکراتیکتر از گذشته بسازد.
۳. از پهلویسم تاریخی تا پهلویسم نوین
پهلویسم تاریخی را باید دوگانه دید: از یک سو پروژه دولت مدرن، دیوانسالاری، ارتش ملی، آموزش جدید، سکولارسازی بخشهایی از حقوق و اداره، توسعه زیرساخت، بهبود موقعیت اجتماعی زنان و پیوند ایران با جهان جدید؛ و از سوی دیگر تمرکز قدرت، ضعف رقابت حزبی، محدودیت آزادی سیاسی و استفاده از دستگاههای امنیتی برای کنترل مخالفان. منابع دانشگاهی نیز همین دوگانگی را نشان میدهند: Encyclopaedia Iranica درباره دوره رضاشاه از دولت اقتدارگرا و سیاستهای سکولار و مدرنساز سخن میگوید و همزمان نقش آن دولت در تغییر جایگاه زنان، آموزش و نهادهای عمومی را توضیح میدهد [۸].
در دوره پهلوی، ساختارهای اداری مدرن و بوروکراسی سراسری شکل گرفت و اقتدار دولت مرکزی بر حوزههایی که پیشتر زیر نفوذ نیروهای محلی، قبیلهای یا مذهبی بود گسترش یافت [۹]. همچنین انتقال بخشی از کارکردهای آموزشی و قضایی از نهادهای سنتی به نهادهای سکولار دولت، جایگاه اجتماعی و سیاسی روحانیت را تغییر داد [۱۰]. این روندها بخشی از تاریخ مدرن ایراناند و نه باید انکار شوند، نه بینقد تقدیس.
پهلویسم نوین میگوید: آنچه از گذشته باید حفظ شود، اراده ساختن ایران مدرن است؛ و آنچه باید کنار گذاشته شود، هرگونه توجیه اقتدارگرایی، سرکوب سیاسی، شکنجه، سانسور یا تقدیس دستگاههای امنیتی است. حتی گزارشهای انتقادی اخیر درباره ستایش ساواک از سوی برخی حامیان تندرو نشان میدهد که پهلویسم نوین باید مرز اخلاقی خود را روشن کند: هیچ آزادیخواهی با ستایش شکنجه، تحقیر خبرنگار، تهدید مخالف یا شعارهای فاشیستی سازگار نیست [۱۲].
بنابراین، پهلویسم نوین وارث بهترین بخشهای تجربه پهلوی است: دولت، نظم، تکنوکراسی، آموزش، زیرساخت، ملیگرایی مدنی و اعتماد به جهان مدرن. اما از بدترین خطرهای هر پروژه اقتدارگرا فاصله میگیرد: انحصار قدرت، امنیتی کردن سیاست، محدود کردن رسانه، بیاعتنایی به تکثر و تبدیل وفاداری سیاسی به معیار شهروندی.
۴. چهار اصل بنیادین
چهار اصل زیر ستون مشترک پهلویستهاست. این اصول با سخنان اخیر رضا پهلوی درباره گذار سیاسی نیز همپوشانی دارد؛ او در ژوئیه ۲۰۲۶ در کمیته امور خارجی مجلس هلند بر تمامیت ارضی ایران، حقوق برابر و آزادیهای فردی، جدایی دین و دولت، و حق مردم برای انتخاب شکل حکومت تأکید کرد [۱]. در دفترچه مرحله اضطراری پروژه «ایران را پس میگیریم» نیز همین چهار اصل در قالب تمامیت ارضی، سکولار دموکراسی، آزادیهای فردی و برابری در برابر قانون، و حق انتخاب آزادانه نظام سیاسی آمده است [۲].
اصل ۱: تمامیت ارضی ایران
ایران خانه مشترک همه شهروندان است؛ کرد، بلوچ، آذری، عرب، فارس، ترکمن، لر، گیلک، مازندرانی، ارمنی، آشوری، یهودی، زرتشتی، بهایی، مسلمان، بیدین و هر گروه دیگر. پهلویسم نوین تنوع فرهنگی و زبانی را ثروت ملی میداند، اما تجزیه سرزمینی را نسخه ویرانی، جنگ داخلی و دخالت خارجی میداند. تمرکززدایی اداری و توسعه عادلانه استانها باید جایگزین مرکزگرایی ناکارآمد شود، نه تمامیت ارضی را تهدید کند.
اصل ۲: سکولار دموکراسی و جدایی دین از دولت
دین حق فرد و جامعه مدنی است، اما دولت نباید ابزار هیچ دین، مذهب یا ایدئولوژی مقدسشده باشد. سکولار دموکراسی یعنی قانون از اراده شهروندان، حقوق بشر و قانون اساسی برمیخیزد؛ نه از فتوا، نه از حزب واحد، نه از ارتش، نه از خاندان، نه از رهبر مادامالعمر. این اصل با آزادی دینداران و بیدینان همزمان سازگار است.
اصل ۳: برابری حقوقی شهروندان و آزادیهای فردی
زن و مرد، مؤمن و نامؤمن، اکثریت و اقلیت، مرکز و پیرامون، همگی باید در برابر قانون برابر باشند. شهروند درجه یک و درجه دو نباید وجود داشته باشد. آزادی پوشش، بیان، تشکل، رسانه، مذهب، سبک زندگی، مالکیت و انتخاب شغل، عناصر ضروری ایران آزادند. اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی نیز حق مشارکت سیاسی، انتخابات واقعی، آزادی وجدان و برابری را به عنوان معیارهای اساسی نظم مدرن حقوقی به رسمیت میشناسند [۱۳، ۱۴].
اصل ۴: حق انتخاب آزادانه نظام سیاسی
پهلویسم نوین از پادشاهی مشروطه دفاع میکند چون آن را در این مقطع تاریخی مناسب، آرامشبخش و پیونددهنده حافظه ملی با آینده میداند؛ اما حق ندارد آن را به ملت تحمیل کند. جمهوری یا پادشاهی مشروطه باید از مسیر انتخابات آزاد، مجلس مؤسسان، همهپرسی قانون اساسی و نظارت عمومی تعیین شود. هیچ فرد، حزب، خاندان یا نیروی خارجی صاحب آینده ایران نیست؛ صاحب آینده ایران ملت ایران است.
۵. منش سیاسی و اخلاقی پهلویستها
پهلویست بودن صرفاً یک موضع سیاسی نیست؛ یک منش مدنی است. پهلویست اگر قرار است حامل ایران مدرن باشد، باید در رفتار روزمره نیز مدرن باشد: اهل بحث، تحمل، مدارا، دقت، قانون، نظم، کار، تخصص، احترام به حقیقت و پذیرش نقد. کسی که به نام پهلویسم مخالف را تهدید میکند، خبرنگار را تحقیر میکند، به شکنجه افتخار میکند، یا برای دیگری حق شهروندی قائل نیست، از پهلویسم نوین بیرون ایستاده است، حتی اگر شعار پهلوی بدهد.
• پهلویست از خشونت سیاسی بهعنوان روش گذار دفاع نمیکند؛ فشار مدنی، اعتصاب، نافرمانی مدنی، سازمانیابی، دیپلماسی، رسانه و صندوق رأی ابزارهای مشروع تغییرند.
• پهلویست عدالت را با انتقام اشتباه نمیگیرد. جنایت، فساد و نقض حقوق بشر باید در دادگاه شفاف، مستقل و عادلانه رسیدگی شود.
• پهلویست با شهروند مذهبی دشمن نیست؛ با حکومت مذهبی و امتیاز سیاسی روحانیت مخالف است.
• پهلویست با چپگرا، جمهوریخواه یا منتقد پهلوی دشمن نیست؛ با انحصارطلبی، تجزیهطلبی، وابستگی به قدرت خارجی علیه منافع ایران و توجیه خشونت سیاسی مخالف است.
• پهلویست وطندوست است، اما وطندوستی را به نفرت از جهان تبدیل نمیکند. ایران باید مستقل باشد، اما استقلال به معنای انزوا، فقر و دشمنی دائمی نیست.
۶. برنامه مدرنسازی و دولت کارآمد
پهلویسم نوین زمانی معنا دارد که به برنامه تبدیل شود. ایران آینده باید از حکومت ایدئولوژیک به دولت کارآمد گذار کند. دولت کارآمد دولتی است که مدرسه، بیمارستان، دادگاه، پلیس، ارتش، شهرداری، بانک مرکزی، مالیات، گمرک، بیمه، محیط زیست، آب، انرژی و زیرساخت را بر اساس تخصص اداره کند، نه بر اساس وفاداری ایدئولوژیک. فساد ساختاری زمانی شکسته میشود که مقام عمومی از مالکیت اقتصادی جدا شود، مناقصهها شفاف شود، رسانه آزاد باشد، قوه قضاییه مستقل باشد و دادههای عمومی در دسترس شهروندان قرار گیرد.
اقتصاد پهلویسم نوین اقتصاد تولید، کار، تکنیک، تجارت، سرمایهگذاری، مالیات عادلانه، حمایت هوشمند از طبقات آسیبپذیر و رقابت سالم است. ایران نباید کشور رانت، قاچاق، امتیاز امنیتی، بنیادهای بیحساب و شرکتهای خصولتی باشد. طبقه متوسط، کارآفرینان، کارگران ماهر، پزشکان، مهندسان، معلمان، هنرمندان، کشاورزان، متخصصان فناوری، فعالان گردشگری و ایرانیان مهاجر باید دوباره موتور توسعه ملی شوند.
پهلویسم نوین آموزش را قلب ملتسازی میداند. مدرسه باید محل علم، زبان، ریاضیات، تاریخ دقیق، مهارت زندگی، شهروندی، ورزش، هنر و فناوری باشد؛ نه محل ایدئولوژی و جداسازی. دانشگاه باید به شبکه جهانی علم وصل شود. دختر ایرانی باید بدون حجاب اجباری، گزینش ایدئولوژیک و تبعیض جنسیتی در تمام رشتهها، مدیریتها و عرصههای عمومی حاضر باشد.
دولت آینده باید از تجربه تاریخی پهلوی در ساخت نهادهای مدرن بیاموزد، اما آن را با استانداردهای قرن بیست و یکم تکمیل کند: شفافیت، پارلمان واقعی، دولت پاسخگو، رسانه آزاد، قوه قضاییه مستقل، انتخابات رقابتی، حفاظت از حریم خصوصی، حقوق دیجیتال، حکمرانی دادهمحور و توسعه پایدار.
۷. سیاست خارجی: ایران در جهان مدرن
جمهوری اسلامی سیاست خارجی را به امت، ایدئولوژی، نیابتیسازی جنگ و دشمنی دائمی گره زد. نتیجه آن، تحریم، فرار سرمایه، تخریب اعتبار پاسپورت ایرانی، خطر جنگ و تبدیل ثروت ملی به هزینه گروههای نیابتی بود. پهلویسم نوین سیاست خارجی را به منافع ملی، امنیت ملی، توسعه اقتصادی و شأن شهروند ایرانی بازمیگرداند.
ایران آینده باید رابطهای عادی، محترمانه و سودمند با آمریکا، اسرائیل، کشورهای عربی ثروتمند خلیج فارس، اروپا، هند، ژاپن، کره جنوبی، چین و روسیه داشته باشد. رابطه با غرب نباید به وابستگی تبدیل شود و رابطه با شرق نباید به فروش ارزان منافع ملی. اصل ساده است: نه مرگ بر این و آن، نه تسلیم به این و آن؛ ایران باید با همه بر اساس منافع ملی، حقوق بینالملل، تجارت، امنیت و احترام متقابل رابطه داشته باشد.
رضا پهلوی در پیام ژانویه ۲۰۲۶ خود درباره ایران آزاد از پنج حوزه سخن گفت: امنیت و سیاست خارجی، دیپلماسی و روابط، انرژی و منابع، شفافیت و حکمرانی، و اقتصاد و فرصت. در آن چارچوب، ایران آزاد به جای حامی بیثباتی، شریک صلح و همکاری معرفی میشود و بر عادیسازی روابط با آمریکا و به رسمیت شناختن اسرائیل تأکید شده است [۳]. این مانیفست نیز سیاست خارجی ایران آینده را بر همین منطق مینشاند: ایران قوی، صلحطلب، تجارتمحور و محترم در جهان.
قدرت واقعی ایران در قرن بیست و یکم از موشک و شعار مرگ نمیآید؛ از دانشگاه، اقتصاد، انرژی، جغرافیا، فرهنگ، نیروی انسانی، زنان آزاد، جوانان خلاق، دیپلماسی هوشمند، ارتش ملی و اعتماد جهانی میآید.
۸. عدالت انتقالی، آشتی ملی و نه انتقام
هیچ گذار پایداری بدون عدالت ممکن نیست و هیچ عدالت پایداری با انتقام کور ساخته نمیشود. ایران آینده باید هم به قربانیان احترام بگذارد، هم امکان بازگشت کارمندان عادی دولت، سربازان، افسران، معلمان، پزشکان، کارگران، کارشناسان و حتی نیروهای جداشده از ساختار قدرت را به زندگی ملی فراهم کند. تمایز میان آمر، عامل جنایت، فاسد بزرگ، شکنجهگر و کارمند عادی حیاتی است.
در پاسخهای رسمی رضا پهلوی نیز میان عدالت و انتقام تمایز گذاشته شده و بر حقیقتیابی درباره جنایتها و رسیدگی شفاف به موارد نقض حقوق بشر در فرایند عدالت انتقالی تأکید شده است [۵]. این اصل باید به زبان حقوقی تبدیل شود: کمیسیون حقیقتیاب، دادگاه مستقل، حق دفاع، دسترسی به پرونده، منع شکنجه، منع اعدامهای سیاسی، جبران خسارت قربانیان و ممنوعیت تصفیهحساب شخصی.
پهلویست باید بداند که پس از فروپاشی حکومت ایدئولوژیک، خطر هرجومرج، انتقام، غارت، تجزیه، جنگ محلهای و دخالت خارجی واقعی است. بنابراین، پروژه پهلویسم نوین فقط پروژه اعتراض نیست؛ پروژه نظم پس از گذار نیز هست. ارتش ملی، پلیس غیرایدئولوژیک، دادگستری مستقل، دولت موقت محدود، مجلس مؤسسان، همهپرسی و انتخابات آزاد باید اجزای نقشه راه باشند.
۹. پهلویسم نوین در برابر گذشتهگرایی
پهلویسم گذشتهگرا در خطر تبدیل تاریخ به بت است؛ پهلویسم نوین تاریخ را به تجربه تبدیل میکند. گذشتهگرا میگوید هرچه بود خوب بود؛ نوین میگوید هرچه خوب بود باید فهمید، هرچه خطا بود باید نقد کرد. گذشتهگرا از نقد میترسد؛ نوین نقد را نشانه بلوغ میداند. گذشتهگرا در شعار میماند؛ نوین شعار را به قانون، نهاد و برنامه تبدیل میکند.
جدول تمایز مفهومی
موضوع | پهلویسم گذشتهگرا | پهلویسم نوین |
|---|---|---|
نگاه به تاریخ | تقدیس بینقد | افتخار همراه با نقد و یادگیری |
قدرت | تمرکز قدرت در فرد یا نماد | قدرت محدود، پاسخگو و قانونمند |
شعار «جاوید شاه» | بازگشت صرف به گذشته | رمز ایران مدرن، آزاد و قانونمدار |
مخالف سیاسی | تهدید یا حذف | رقابت قانونی و پذیرش تکثر |
عدالت | انتقام یا پاکسازی | عدالت انتقالی، حقیقتیابی و دادگاه مستقل |
دین | حذف دین از جامعه | آزادی دین در جامعه، جدایی دین از دولت |
در این چارچوب، «جاوید شاه» یعنی زنده باد زندگی مدرن، زنده باد آزادی، زنده باد برابری زن و مرد، زنده باد تکنوکراسی، زنده باد مدنیت، زنده باد پلورالیسم سیاسی، زنده باد پارلمان و زنده باد حق انتخاب. اگر این معنا از شعار جدا شود، شعار به پوستهای توخالی تبدیل میشود.
۱۰. پیمان پهلویستها
ما پهلویستها، با آگاهی از شکوه و خطای تاریخ، با احترام به رنج قربانیان همه دورهها، با باور به ایران یکپارچه و آزاد، و با تعهد به حقوق بشر و حق انتخاب مردم، این پیمان مدنی را اعلام میکنیم:
• ایران باید یکپارچه، امن، آزاد و متعلق به همه شهروندانش بماند.
• دین از دولت جداست؛ دین آزاد است، اما حکومت دینی ممنوع است.
• زن و مرد در قانون، فرصت، کرامت، مالکیت، سیاست و زندگی عمومی برابرند.
• هیچ فرد، حزب، خاندان، ایدئولوژی یا نیروی خارجی حق تحمیل شکل حکومت را ندارد.
• پادشاهی مشروطه اگر انتخاب مردم باشد محترم است؛ جمهوری اگر انتخاب مردم باشد محترم است؛ معیار، صندوق رأی آزاد است.
• ارتش و پلیس باید ملی، غیرحزبی و مدافع مرز و شهروند باشند، نه ابزار ایدئولوژی.
• اقتصاد باید مولد، شفاف، رقابتی و همراه با حمایت هدفمند از محرومان باشد.
• آموزش، دانشگاه، فناوری، پزشکی، هنر و کارآفرینی موتور آینده ایراناند.
• سیاست خارجی باید بر منافع ملی، صلح، تجارت، احترام متقابل و بازسازی اعتبار ایران استوار باشد.
• عدالت انتقالی باید جای انتقام را بگیرد؛ حقیقت، دادگاه مستقل و جبران خسارت اصل است.
• رسانه آزاد، حزب آزاد، اتحادیه مستقل، انتخابات واقعی و پارلمان قدرتمند تضمینکننده ایران آزادند.
• پهلویسم نوین نه نفرت از رقیب، بلکه دعوت به ساختن ایران است.
نسخه کوتاه مانیفست برای انتشار عمومی
مانیفست کوتاه |
سخن پایانی
جامعه ایران مانند نوجوانی بالغ شده است که دیگر نمیخواهد در خانه ایدئولوژی، ترس، جنگ، فساد و تحقیر بماند. ایران میخواهد به خانواده کشورهای پیشرفته، قانونمدار، متعهد به حقوق بشر، پارلمانگرا و خلاق بپیوندد. پهلویسم نوین نام یکی از زبانهای سیاسی این خواست تاریخی است. این زبان، زبان بازگشت کور به گذشته نیست؛ زبان ساختن آیندهای است که در آن دولت مقتدر است اما مستبد نیست، ملت آزاد است اما بینظم نیست، و سیاست خارجی مستقل است اما منزوی و دشمنمحور نیست.
منابع
منابع زیر برای پشتیبانی از ادعاهای خبری، تاریخی، حقوقی و مفهومی به کار رفتهاند. بخشهای هنجاری مانیفست بیان موضع نویسنده است.
[1] Pahlavi, R. (2026). Speech at the Foreign Affairs Committee of the Dutch House of Representatives, July 6, 2026. Official Website of Reza Pahlavi. https://rezapahlavi.org/en/events/speech-dutch-house-foreign-affairs-committee-july-6-2026
[2] Iran Prosperity Project / NUFDI. (2026). Emergency Phase Booklet. https://iranopasmigirim.com/EmergPhase_EN.pdf
[3] Pahlavi, R. (2026). A Free Iran’s Promise to the World. Official Website of Reza Pahlavi. https://rezapahlavi.org/en/iran-future-vision
[4] Freedom House. (2026). Iran: Freedom in the World 2026 Country Report. https://freedomhouse.org/country/iran/freedom-world/2026
[5] Human Rights Watch. (2026). World Report 2026: Iran. https://www.hrw.org/world-report/2026/country-chapters/iran
[6] Reuters. (2026, July 9). Iran to bury slain Supreme Leader in culmination of mass funeral. https://www.reuters.com/world/middle-east/iran-bury-slain-supreme-leader-culmination-mass-funeral-2026-07-09/
[7] Associated Press. (2026, July 9). A bitterly divided Iran grapples with Khamenei’s legacy as he is laid to rest. https://apnews.com/article/iran-war-khamenei-politics-religion-society-a9e0405878db8266e1965d7c0b396243
[8] Encyclopaedia Iranica. (n.d.). Feminist Movements iii. In the Pahlavi Period. https://www.iranicaonline.org/articles/feminist-movements-iii/
[9] Encyclopaedia Iranica. (n.d.). Administration in Iran vii. Pahlavi Period. https://www.iranicaonline.org/articles/administration-vii-pahlavi/
[10] Encyclopaedia Iranica. (n.d.). Class System vi. Classes in the Pahlavi Period. https://www.iranicaonline.org/articles/class-system-vi/
[11] Reuters. (2025, June 23). ‘Regime change’ is only solution in Iran, Shah’s son says. https://www.reuters.com/business/media-telecom/regime-change-is-only-solution-iran-shahs-son-says-2025-06-23/
[12] The Guardian. (2026, June 3). Far-right praise for shah’s secret police puts Reza Pahlavi on the spot. https://www.theguardian.com/world/2026/jun/03/iran-reza-pahlavi-shah-secret-police-savak
[13] United Nations. (1948). Universal Declaration of Human Rights. https://www.un.org/en/about-us/universal-declaration-of-human-rights
[14] Office of the United Nations High Commissioner for Human Rights. (1966). International Covenant on Civil and Political Rights. https://www.ohchr.org/en/instruments-mechanisms/instruments/international-covenant-civil-and-political-rights
[15] Abrahamian, E. (1982). Iran Between Two Revolutions. Princeton University Press.
[16] Abrahamian, E. (2008). A History of Modern Iran. Cambridge University Press.
[17] Ansari, A. M. (2003). Modern Iran Since 1921: The Pahlavis and After. Longman.
[18] Cronin, S. (Ed.). (2003). The Making of Modern Iran: State and Society under Riza Shah, 1921–1941. Routledge.
[19] Milani, A. (2011). The Shah. Palgrave Macmillan.
