این مقاله با تفکیک میان «هوش و ذکاوت سیاسی» از یک سو و «درایت، عقلانیت عملی و خرد سیاسی» از سوی دیگر، استدلال می‌کند که مسئله اصلی جامعه ایران در مسیر گذار سیاسی صرفاً کمبود توان تحلیل، حافظه تاریخی یا سرعت واکنش نیست؛ بلکه ضعف در تبدیل شناخت به قضاوت اخلاقی، نهادی و آینده‌نگرانه است.