Political essay
از تودهی بیشکل تا ملتِ سازمانیافته
امشب در گفتوگویی با دوستی عزیز، سخن از گرایش گستردهی جامعه به پهلوی بود.
Persian article
پادشاهی پارلمانی، نهادسازی دموکراتیک و فرصت تاریخی ایران
نوشتهای همایشی از دکتر پیمان بخشایش، جراح تروما، MD, PhD, MBA
در حمایت از گذار سکولاردموکراتیک، پادشاهی مشروطه و شاهزاده رضا پهلوی
مقدمه: مسئله فقط سقوط نیست؛ مسئله تأسیس است
امشب در گفتوگویی با دوستی عزیز، سخن از گرایش گستردهی جامعه به پهلوی بود. برداشت من نیز این است که نیروی اجتماعی بزرگی، بهویژه در میان مخالفان جمهوری اسلامی، به پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی امید بسته است. با این حال، در یک متن مسئولانه نباید رقم ۸۰ یا ۹۰ درصد را بدون نظرسنجی معتبر به کل جامعه نسبت داد. دادههای موجود به اندازه کافی مهماند: حمایت از دموکراسی بسیار گسترده است، مخالفت با ادامه جمهوری اسلامی بالاست و رضا پهلوی یکی از برجستهترین چهرههای اپوزیسیون است.
اما محبوبیت، هر قدر بزرگ، جای نهاد را نمیگیرد. مسئلهی تاریخی ما این است که چگونه یک نیروی اجتماعی بزرگ را از «تودهی بیشکل» به «ملت سازمانیافته» تبدیل کنیم؛ ملتی که حزب، اتحادیه، رسانه، انجمن، پارلمان، انتخابات و دستگاه قضایی مستقل داشته باشد.
۱. نظام آینده باید انتخاب مردم باشد
اولین اصل، حق انتخاب مردم است. حتی پادشاهی مشروطه، که من آن را گزینهای مناسب برای ایران میدانم، باید از رأی آزاد مردم مشروعیت بگیرد. اگر ایرانیان در یک فرایند آزاد و شفاف پادشاهی پارلمانی را انتخاب کنند، آن نظام دیگر متعلق به یک خاندان یا جناح نیست؛ قرارداد سیاسی ملت ایران است.
احترام من به شاهزاده رضا پهلوی با همین اصل پیوند دارد. چهارچوبی که او بر تمامیت ارضی، حقوق برابر و آزادیهای فردی، جدایی دین و دولت و حق مردم برای تعیین شکل حکومت آینده بنا کرده است، میتواند پایهی یک گذار فراگیر باشد.
۲. پادشاهی پارلمانی؛ تاج نماد، دولت انتخابی
پادشاهی پارلمانی مطلوب من پادشاهیِ دولتگردان نیست. تاج باید نماد تداوم تاریخی، وحدت ملی و پاسداری از قانون اساسی باشد؛ دولت باید از صندوق رأی و اکثریت پارلمانی برخیزد. نخستوزیر باید پاسخگوی مجلس باشد و اپوزیسیون باید حق قانونی داشته باشد که دولت را نقد کند و در انتخابات بعدی جای آن را بگیرد.
ارزش چنین ساختاری در این است که میان «کشور» و «دولت روز» فاصله میگذارد. دولتها میآیند و میروند، اما کشور، قانون اساسی و نماد وحدت ملی باقی میمانند.
۳. نظام سیاسی مانند یک پلتفرم هوشمند
معماری یک نظام سیاسی مدرن از جهتی شبیه طراحی یک پلتفرم هوش مصنوعی است. سامانهی خوب فقط کار نمیکند؛ خودش را پایش میکند، خطا را ثبت میکند، بازخورد میگیرد، تست و بازآزمایی میشود و پیش از آنکه نقص به بحران تبدیل شود آن را اصلاح میکند.
دادگاه مستقل، دیوان محاسبات، بانک مرکزی مستقل، رسانه آزاد، کمیسیون مستقل انتخابات، پارلمان قدرتمند، اپوزیسیون قانونی، دانشگاه آزاد، نهادهای ضدفساد و نظام آماری شفاف، حسگرهای چنین نظامیاند. در یک دموکراسی بالغ، منتقد دشمن نیست؛ بخشی از سیستم هشدار زودهنگام کشور است.
۴. از مشروطه تا امروز: قانون، مجلس و تکثر
از مشروطه تا امروز، یکی از مطالبات اصلی ایرانیان محدود شدن قدرت با قانون، وجود مجلس، مطبوعات آزاد و امکان تشکل سیاسی بوده است. پروژهی ناتمام ما تبدیل رعیت به شهروند و قدرت شخصی به قدرت حقوقی است.
ایران آینده باید انتخابات منظم، احزاب واقعی، اتحادیههای آزاد، رسانههای مستقل، آزادی دانشگاه، حق تجمع، قوه قضاییه مستقل و نیروهای مسلح حرفهای داشته باشد که به قانون اساسی وفادار باشند، نه به حزب و فرد.
۵. جامعهی فراگیر؛ ایرانگرایی بدون حذف ایرانی
سکولاردموکراسی یعنی دولت نسبت به دین و بیدینی بیطرف باشد و همه شهروندان، با هر باور، جنسیت، زبان و پیشینه، در برابر قانون حقوق برابر داشته باشند. اختلاف بر سر اقتصاد، فرهنگ، محیط زیست یا ساختار اداری باید از مسیر حزب، پارلمان و صندوق رأی حل شود.
پهلویسمی که من از آن دفاع میکنم باید برای قرن بیستویکم ظرفیت فراگیری داشته باشد: ایرانگرایی بدون حذف ایرانی؛ اقتدار دولت بدون استبداد؛ تمامیت ارضی همراه با حقوق شهروندی؛ و افتخار به تاریخ همراه با آزادی نقد تاریخ.
۶. از توده به ملت سازمانیافته
توده میتواند بسیج شود و حتی حکومتی را سرنگون کند، اما توده کشور اداره نمیکند. ملت مدرن شبکهای از نهادهاست: پزشک در انجمن حرفهای، کارگر در اتحادیه، کارآفرین در اتاق بازرگانی، دانشجو در تشکل دانشگاهی و شهروند در حزب و انجمن محلی.
هدف ما باید رسیدن به کیفیت نهادی جوامع پیشرفتهای مانند سوئد، سوئیس، بریتانیا، فرانسه و دیگر دموکراسیهای تثبیتشده باشد؛ نه با تقلید مکانیکی، بلکه با آموختن از تجربهی بشری و تطبیق آن با تاریخ و فرهنگ ایران.
۷. اقتصاد گذار و ضرورت اعتماد
گذار از اقتصاد رانتی، دولتی و شبهدولتی جمهوری اسلامی به اقتصاد رقابتی و سرمایهپذیر یکشبه ممکن نیست. خصوصیسازی بدون قانون میتواند به غارت دارایی عمومی و آزادسازی بدون رقابت به انحصار منجر شود.
ایران آینده به استقلال بانک مرکزی، مهار تورم، اصلاح بانکها، نظام مالیاتی مدرن، تضمین مالکیت و قرارداد، شفافیت شرکتهای دولتی، حمایت اجتماعی هدفمند و بازگشت حرفهای به نظام مالی و تجاری جهان نیاز دارد. همکاری با نهادهای مالی بینالمللی میتواند ابزار باشد، اما هیچ وامی جای حاکمیت قانون، انضباط مالی و بهرهوری را نمیگیرد.
۸. برای بحران بعدی از امروز برنامه داشته باشیم
دموکراسی و بازار آزاد به معنای نبود بحران نیست. رکود، بیکاری، شوک انرژی، بحران بانکی و جنگ ممکن است رخ دهند. تفاوت نظام پایدار با نظام شکننده در توانایی مدیریت بحران است.
ایران باید صندوق تثبیت، ذخایر شفاف، بیمه بیکاری، سازوکار ورشکستگی، زیرساخت مقاوم و برنامههای ضدبحران داشته باشد. نباید دوباره چند سال رشد، سپس بحران، سپس رادیکالیسم و در نهایت فروپاشی سیاسی را تجربه کنیم. در نظام بالغ، دولت شکستخورده در انتخابات کنار میرود، نه اینکه کشور فروبپاشد.
۹. شهروند مسئول؛ سرباز قانون، نه چریک جناحی
وقتی میگویم شهروندان باید در بحران «سربازان مدافع سیستم» باشند، مقصود نظامیکردن جامعه نیست. مقصود شهروندی مسئول است: رأی دادن، مالیات دادن، رعایت قانون، مشارکت مدنی، کمک به جامعه در بحران و دفاع از نظم قانونی و تمامیت ارضی.
نقطه مقابل آن، میلیشیاسازی، چریکگرایی و خشونت جناحی است. ایرانی باید بداند خیابان، مدرسه، دانشگاه، اقتصاد و پارلمان دارایی مشترک او و نسل بعد است.
۱۰. نقش شاهزاده رضا پهلوی: پل گذار، نه جایگزین نهاد
من از شاهزاده رضا پهلوی حمایت میکنم و برای او در گذار ایران نقشی مهم قائل هستم. در لحظههای تاریخی، جامعه به چهرهای نیاز دارد که بتواند اعتماد ایجاد کند، با جهان سخن بگوید و مانع خلأ قدرت شود.
اما بزرگترین خدمت یک رهبر ملی آن است که قدرت را از شخص به نهاد منتقل کند. موفقیت شاهزاده رضا پهلوی را باید در ایرانی دید که پس از گذار، حتی بدون اتکای روزمره به یک فرد، با قانون، پارلمان، احزاب، دادگاه و انتخابات منظم کار کند.
۱۱. دستور کار نخستین مرحله گذار
اولویتها باید روشن باشند: حفظ خدمات حیاتی و امنیت شهروندان؛ آزادی زندانیان سیاسی؛ آزادی بیان و تشکل؛ تشکیل نهاد مستقل انتخابات؛ آزادی فعالیت احزاب؛ گفتوگوی قانون اساسی؛ استقلال قوه قضاییه؛ حفاظت از داراییها و اسناد ملی؛ اصلاح حرفهای نیروهای انتظامی و نظامی؛ و برنامهی اضطراری برای ثبات اقتصادی.
از روز نخست باید روشن باشد که هیچ جریان سیاسی مالک انقلاب و مالک ایران نیست. مخالف امروز باید بتواند حزب قانونی فردا باشد، روزنامه منتشر کند، در انتخابات شرکت کند و اگر رأی آورد دولت تشکیل دهد.
نتیجهگیری: این بار انقلاب باید به تأسیس ختم شود
نسل ما شاید در برابر فرصتی کمنظیر ایستاده باشد. سقوط یک حکومت، اگر به تأسیس نظم پایدار ختم نشود، فقط فصل دیگری از چرخهی بیثباتی است. شور لازم است، اما کافی نیست؛ رهبری لازم است، اما کافی نیست؛ محبوبیت لازم است، اما کافی نیست. آنچه ایران را نجات میدهد نهاد، قانون، دانش، اعتماد و مشارکت شهروندی است.
من از شاهزاده رضا پهلوی حمایت میکنم، زیرا ظرفیت او را برای کمک به یک گذار ملی، سکولار و دموکراتیک مهم میدانم. اما آرمان نهایی بزرگتر از هر شخص است: ایرانی که در آن، اگر مردم پادشاهی را برگزینند، پادشاه نماد وحدت باشد؛ نخستوزیر از پارلمان مشروعیت بگیرد؛ احزاب آزادانه رقابت کنند؛ رسانه آزاد باشد؛ قاضی مستقل باشد؛ و هیچ ایرانی برای تغییر دولت مجبور به انقلاب دیگری نشود.
این بار باید انقلاب به تأسیس ختم شود؛ هیجان به سازمان؛ جمعیت به شهروند؛ توده به ملت؛ و امید به قانون. «تمدن بزرگ» پیش از آنکه ساختمان و بزرگراه باشد، کیفیت نهاد است. اگر چنین کنیم، میتوانیم پایههای ایرانی آزاد، قدرتمند، آباد و پایدار را برای نسلهای آینده بنا کنیم.
یادداشت منابع و دقت آماری
در نسخه همایشی، ادعای «۸۰ تا ۹۰ درصد حمایت مردم از پهلوی» به عنوان برداشت سیاسی و نه آمار قطعی بیان شده است. گزارش GAMAAN درباره ترجیحات سیاسی ایرانیان در ۲۰۲۴، حمایت بسیار گسترده از دموکراسی و مخالفت قابل توجه با جمهوری اسلامی را گزارش میکند و رضا پهلوی را محبوبترین چهره اپوزیسیون در فهرست مورد سنجش معرفی میکند؛ اما درصدهای آن با ادعای ۸۰ تا ۹۰ درصد یکسان نیست. همچنین در سخنرانی رسمی رضا پهلوی در پارلمان هلند در ژوئیه ۲۰۲۶، چهار اصل تمامیت ارضی، حقوق برابر و آزادیهای فردی، جدایی دین و دولت و حق مردم برای انتخاب شکل حکومت آینده تصریح شده است.
منابع: GAMAAN, Iranians’ Political Preferences in 2024 (گزارش منتشرشده ۲۰۲۵)؛ وبسایت رسمی رضا پهلوی، سخنرانی در کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان هلند، ۶ ژوئیه ۲۰۲۶.
